خدا او را کُشت.
گرچه همه میدانستند که خدا این کار را خواهدکرد اما کسی نتوانست جلوی او را بگیرد!
اون: فکر کنم که به زودی دزد می شود؟
این: خوب حالا که نشده! ... راست میگی بیا همین که دستش تو جیب منه بزن.
اون: مثل اینکه حرف حالیت نمی شهها؟ نکنه تو هم طرفدار این دزدهای؟
این: ای بابا! یه چیزی هم بدهکار شدیم. میگم تو که بگیری خوب آدمشو بگیر؛ کو تا بعد؟ تازه اینی که تو داری میزنیش که کلی هم به داد ما رسیده تا حالا.
اون: میدونی شما ساده لوحای نادون نمیفهمین من چی میگم؟ همین جوری سرتون کلاه میره دیگه. اگه همونی هم که دستش تو جیبته یکی مثه من پیدا شده بودو قبل اینکه دزد بشه هواشو داشت، الان تو نمی نالیدی آی دزد!
این و اون با هم بودن که این از مشکلات موجود در جامعه بسیار گلایه می کرد. اون هم بهش گفت: "خوب حالا با این وضعیت نظرت چیه؟"
این که انگار جیم نشنیده تا جوادیه رو طی الارض کرده بود گفت: "ببین یک کلوم ختم کلوم. با یه مثال بهت می گم.
من مسجدو دوست دارم حتی اگر نمازخونای صف اولش آدم حسابی نباشن.
من مسجدو دوست دارم حتی اگر منبریش تو نفاق و ریا خفه شده باشه.
من مسجدو دوست دارم حتی اگر بوی پا و گلاب سرمو بپرونه. حتی اگر مردک آبدارچی هر روز تو استکان نشُسته بهم چایی جوشیده بده.
من مسجدو دوست دارم نه بخاطر مسجدیا اما مسجدیارم دوست دارم به خاطر مسجد اومدنشون. مفهوم بود؟"
بعد اون هم گفت: "آره بابا فهمیدم نمی خواد دیگه توضیح بدی."

فکر می کنید نسبت تصاویر موجود از درخت کریسمس به تصاویر سفره های هفت سین چقدر باشه؟
شاید اونایی که در مسابقات عکاسی از سفره های هفت سین شرکت می کنن خوب میدونن که منظور من چیه؟
اون (با یه لبخند، گذرا، از بین جمعیت، با لهجه ای ساده و شهرستانی): عزیزم اینجا کارِ کتاب نیست، قلبت (دلت) باید کار کنه!
راستش صدای لیلاندهای دوطبقه سالهای دور٬ از این یکی کمتر و بهتر بود!
در صحن چمن روی دل افروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو
که امروز خوش است
چون لاله به نوروز قدح گیر به دست
با لاله رخی اگر
تو را فرصت هست
می نوش به خرمی که این چرخ کهن
ناگاه تو را چو خاک
گرداند پست
«خیام»
دوستان، همدلان و همراهان دومین مسابقه عکاسی از سفره های هفت سین رو از دست ندید!
راستی شرکت در دومین مسابقه هفت سین یادتون نره!
ضمنا می تونید اینجا هم هفت سین آنلاین خود را بچینید.
ادامه مطلب
در طی روزهای گذشته، علاقمندان سینمای ایران، شاهد حرکتی ابتکاری از سوی وزارت ارشاد و مسئولین جشنواره فیلم فجر بوده اند که می توان از آن به عنوان حرکتی رو به جلو در جهت شفاف سازی سیاست ها و تعامل مثبت با اهالی رسانه نام برد.
در این دوره از جشنواره، فیلم های توقیف شده در سال های گذشته و یا برخی از فیلم هایی که مجوز اکران نگرفته اند، برای اهالی رسانه و هنرمندان به صورت محدود به نمایش در آمده اند و به طور حتم بسیاری از منصفان رسانه ای و هنرمند، با عنایت به رویکرد فرهنگی و نیازهای روحی و روانی جامعه حق را به مسئولین امر، در عدم صدور مجوز اکران عمومی داده اند.
فیلم هایی نظیر آتشکار و هیچ در پِچ پِچ های مخاطبین دو روزه خود نمره قبولی نگرفتند و در لطیف ترین حالت شنیده می شد" معلوم است که این مجوز نمی گیرد!".
به هرحال این مسائل موضوع بحث ما نیست؛ بلکه نکته مهمتر بحثی کلی در خصوص خلاقیت در آثار هنری فعلی جامعه ما است. خلاقیت و نوآوری ای که هنرمندان تجسمی و نمایشی و حتی ادبی ما داعیه دار آنند اما برخلاف این مدعا، عکس العمل مخاطب ما نشان از یک درجا زدن و یا به بیراهه رفتن هنر این عرصه ها دارد.
اگر در کنار زیبایی، خلاقیت و نوآوری در نوع نگاه و بیان را از ویژگی های بارز یک اثر هنری بدانیم، باید پرسید که در مجموع چه درصدی از آثار هنرمندان کنونی ما واجد چنین شرایطی هستند.
به دلیل نبودن مجال کافی وارد تعاریف زیبایی و مباحث فلسفیِ زیباشناسی نمی شویم و فقط به این بسنده می کنیم که زیبایی هم امری نسبی است و در شرایط و جوامع مختلف معنی خاص خود را پیدا می کند.
اما متناسب با مسئله مورد نظر ،سوالی مطرح می کنیم و آن این است که ساختار شکنی و نوآوری در هنر به چه معناست؟
ادامه مطلب
چند سالی است که به این فکر میکنم چرا الگوهای تبلیغاتی همیشه یکسان و تکراری است و به یک شکل هم به نتیجه می رسند.
سخنان اباعبدالله الحسین در طول سفرش به کربلا و حتی در روز عاشورا می تونه همچون آینه ای ما رو به نتیجه برسونه که وضعیت چگونه بوده است و فضا چه فضایی.
شاید باید خوشحال باشیم که در آن زمان نزیسته ایم و شاید باید بترسیم از این که هم اکنون در نقش یزیدیان ظاهر بشیم.
لزوم درک صحیح اوضاع٬ فاصله گرفتن از ساده لوحی و فرار از رودربایستی نیازهای گذرا و مطالعه فراوان و بدون پیش داوری٬ در فضایی که به نظر می رسد با اندکی تعلل٬ خطوط ارزشی ذهن انسان رو بدون مرزی روشن٬ مشوش و مخدوش می سازه شاید تنها راه نجات باشه.
گرچه مطمئنم که "کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا" اما ایمان دارم که حسینی بودن و یزیدی بودنش به خود خود خودمون بستگی داره. به تلاشمون برای یافتن حقیقت و نه گوش سپاری به زمزمه کنندگان و یا احساسات هیجانی و درونی خودمون.
کتاب قانون فيلمي نه چندان جدي است که بنا به دلايلي کمي جدي گرفته شد. محسن علي اکبري تهيه کننده اي که در کارنامه خود سريال هاي پربيننده مريم مقدس و نردبان آسمان را دارد و طنز تند و تيز پذيرفته شده آن بواسطه خوشبيني نسبت به هنرمندان نام آشنايي چون محمد رحمانيان و مازيار ميري به عنوان نگاهي ديني و از زاويه امر به معروفي و نهي از منکري، از شمار اين دلايل به حساب مي آيد. تا جايي که حتي اين فيلم براي جمعي از نمايندگان مجلس و برخي از رجال سياسي هم به صورت خصوصي اکران شد و حداد عادل، رئيس کميسيون فرهنگي در مورد آن يادداشتي نوشت. اما ...
ادامه مطلب
امیدوارم که خانه ابدیش٬ همچون خاطره او در ذهن ما٬ سبز سبز باشد.
روح او و بازیگر محبوبمان٬ خسرو شکیابیی شاد و قرین رحمت باد.
۸۸/۸/۸ مصادف شده با سالروز تولد هشتمین امام ما شیعیان که تمامی پیروان این مذهب در این مملکت و حتی بسیاری از افرادی که به مذاهب و ادیان دیگر معتقدند٬ حضور مقبره مبارک او را نعمت و منبع نور و برکت برای ما می دانند.
همه٬ این را می گوئیم و هر ساله میلیونها سفر به شهر نورانی مشهد برای زیارت این امام عزیز انجام می دهیم٬ اما اکنون که یک اتفاق نادر افتاده و تمام این اعداد با سالروز این تولد خجسته یکی شده٬ هیچ خبری از یک جشن و سروری استثنایی٬ در این کشور دیده نمی شود. برنامه های رادیو و تلویزیون در حد صفر و اتفاقات روزمره زندگی کماکان پابرجا. خبری از استثنا نیست و انگار اصلا کسی خوشی کردن بلد نیست. از برنامه ریزی ملی و بسیج عمومی هم نشانی نمی یابید. برای افتتاح یک پل یا اتمام یک ساختمان چندین واحدی شمارش های معکوس از ماه ها قبل در صفحات دیجیتالی بزرگ به نمایش عمومی در می آیند و اما فرارسیدن یک این استثنایی٬ تنها در اس ام اس های اواخر سال گذشته٬ توسط چند شهروند خوش ذوق گوشزد شد. کاش ما هم کمی سلیقه و مهارت در برجسته کردن بهانه های وحدت و فریاد زدن زیبایی های فرهنگیمان داشتیم.
شاید برخی مرا تندرو و عده ای دیگر بسیار خوش٬ فرض کنند. شاید برخی بخواهند از من بپرسند که مگر این روز با روزهای دیگر چه تفاوتی دارد و یا مگر اعداد چه اهمیتی دارند.
برای پاسخ به ایشان باید تنها به یک مثال اشاره کنم که عدد ۲۰۰۰ هم عددی است مانند هر عدد دیگر٬ اما سال ۲۰۰۰ با تبلیغ گسترده اهالی مغرب زمین به یک سال ویژه به مصابه یک نقطه عطف در جهان تبدیل شد. این در حالی است که ۸/۸/۸۸ هر صد سال یکبار اتفاق می افتد و معلوم نیست که چند صد سال دیگر این حسن تصادف٬ یعنی تقارن این تاریخ شمسی با آن سالروز دینی مهم و دوست داشتنی٬ رخ دهد.
بهتر است در انتها یادآور شوم که منشا محاسبه سال ۲۰۰۰ هم اتفاقا دینی است و ایران هم تنها کشور شیعه جهان.
امیدوارم که با همت خود و با توسل به انوار پر برکت الهی ۸/۸/۸۸ برای شما تاریخی ترین روز شادیتان باشد.
گرچه امكان شروع نهضت علمي از هم اكنون و بر تمام مقاطع وجود دارد و نبايد آنرا به آينده و مشروط به پيش نيازها كرد. اما در اين مجال كوتاه اين موضوع را بررسي مي كنيم كه نگاه عميق و ژرف رهبران و بزرگان اين انقلاب از سالها پيش به نكته درستي دوخته شده بود و ظاهرا دغدغه اجراكنندگان چيز ديگري بوده است. اما اكنون كه به نظر زمينه براي يك بسيج و همگرايي عمومي در سطح مديران مياني و احساس نيازي جدي در سطح جامعه براي يافتن راهي از رهايي علمي و فكري از جامعه متفاوت غرب پديد آمده ديگر نبايد مقطعي، سطحي و ناقص تصميم گرفت و برنامه ريزي كرد. بلكه در آستانه طراحي جديد آموزش ملي با نگاهي به آينده و مقتضياتش بايد براي تامين نيازهاي جامعه بسترسازي و پرورش نيروي انساني كارآمد براي توليد علم را از مقاطع پايين و اوليه آموزش عمومي شروع كرد و در دانشگاه ها به نتيجه رساند.
ادامه مطلب
قرار بود که در یک مراسم اختتامیه اسامی نفرات برتر اعلام بشه. این مراسم در خود محل برگزاری و داخل سالنی که غرفه ها برپا بود برگزار شد. ساعت برگزاری هم در وسط روز یعنی زمانی که تقریبا همه غرفه داران در غرفه هاشان حضور داشتند تعیین شده بود.
مراسم آغاز شد و پس از یکی دو سخنرانی٬ مجری خواندن اسامی را شروع کرد اما بسیاری از نفرات برتر به روی سکو نیامدند. آیا معترض بودند؟ کار مهمتری داشتند؟ کسب مقام و رتبه براشون بی اهمیت بود؟ ... نه! هیچ کدام از اینها دلیل عدم حضورشون نبود بلکه دست اندرکاران به این نتیجه رسیده بودند که اگر به نفرات برتر از قبل خبر ندهند٬ هیجان(!) کار بالاتر رفته و همه سوپریز خواهند شد!
پ.ن: ظاهرا اشتباه هم نکردند چون واقعا سوپریز شدیم!
پ.ن: در بخش هنرهای دیجیتال به بهانه پیشرفت فقط به عرضه آخرین دستاوردهای کشورهای توسعه یافته و نحوه استفادشون بسنده کردیم و دریغ از یک خط برنامه نویسی داخلی!



