دوست خوبی در وبلاگ خود پست جدیدی گذاشته بود که بخشی از آن را به صورت یک سوال برای من هم مطرح کرده بود . از آنجائیکه از برقراری دیالوگ درباره مسائل اجتماعی بسیار استقبال میکنم ٬ تصمیم گرفتم که اسخ این دوست عزیز را به صورت مشروح در همین صفحه قرار دهم ٬ شاید دوستان دیگری هم تمایل به ارائه نظرات خود داشته باشند.
در پاسخ به این سوال باید گفت که در شرایط اجتماعی ما٬ به نظر من اگر فقط به بیان معضلات بپردازیم و نه تنها راه حلی ارائه نکنیم، حتی سوالات خوبی نیز مطرح نکنیم ، قطعا فقط نق زده ایم ، در این جامعه همه عادت به دیدن زشتی ها و پلیدی ها کرده ایم بدون آنکه به چرائی ها بپردازیم و حتی تعهدی به چگونه عمل کردن در راه مستحیل کردن آن چرائی ها داشته باشیم ، در نتیجه زندگی ما هر روز زشت تر و سخت تر میشود و این در حالیست که مسئولیت برخی از این زشتی ها متوجه خود ماست .
برای روشن تر شدن این مسئله مثالی میزنم ٬ همه ما از کثیفی کوچه ها و خیابان های شهرمان نگران و آزرده خاطریم و همه میدانیم که نداشتن فرهنگ صحیح شهرنشینی و عدم همکاری شهروندان در این زمینه بسیار دخیل است . بدون توجه به سطح سواد و یا تخصص افراد ٬ خود ما تا چه حد خود را پایبند به رعایت بهداشت محیطی شهرمان میدانیم و از دور انداختن زباله های خود در سطح خیابان ها و داخل جوی ها ٬ در طول روز پرهیز میکنیم و یا زباله های خانگی خود را در کیسه های مخصوص و در بسته ٬ راس ساعت ۲۱ بیرون میگذاریم . به نظر شما طرح مداوم مسئله آلودگی شهر بدون اینکه راه حلی منطقی ارائه کنیم و یا خود را ملزم به رعایت راه حل های ارائه شده بدانیم چیزی به غیر از نق زدن و تلاشی تنها برای کسب جایگاهی به عنوان یک منتقد میباشد . این یک مثال ساده و پیش پا افتاده اما واقعی است و به نظر من میتوان بسیاری از مسائل دیگر را هم به همین صورت دید.
پیدا کردن مقصر و نفرین کردن دیگران میتواند تا ابد ادامه داشته باشد بدون آنکه دردی از ما دوا کند بنابراین بهتر است که به جای نفرین کردن خاموشی شمعی روشن کنیم و سعی کنیم که طرحی نو در اندازیم .
به امید آن روزی که این مرزو بوم با اتکا به انبوه جوانان تحصیل کرده ٬ مبتکر ٬ باهوش و شایسته خود بتواند برای تمامی نیازها و مشکلات خود راه حل های مناسبی پیدا کرده و از فرهنگ معنوی و مادی غنی ای برخوردار شود.




