دكتر نعمتالله فاضلي و يك گپ كوتاه درباره نگاه جوانهاي امروزي به جشن يلدا
تا حالا هيچكس اينجوري دربارة يلدا حرف نزده بود. گفتوگو با يك مردمشناس، اين خوبي را دارد كه تو ميتواني با حساب و كتاب و از روي دو دو تا چهار تا دربارة اهميت مراسمي مثل شب يلدا در بين جوانهاي امروزي قضاوت كني. دكتر نعمتالله فاضلي، مدرك دكترايش را در رشتة انسانشناسي از دانشگاه لندن گرفته و الان عضو هيأت علمي و گروه مطالعات فرهنگي دانشگاه علامة طباطبايي است. با او دربارة نگاه جوانهاي امروزي به جشن يلدا و تغيير نگاه نسل امروز به اين مراسم حرف زدهايم.
* آقاي دكتر، به نظر شما چرا جوانهاي امروزي به اندازة قديميها به برگزاري مراسم شب يلدا اهميت نميدهند؟
هيچ مبناي تجربي و واقعيت اجتماعي در دنياي امروز ما وجود ندارد كه چنين چيزي را ثابت كند. اين بيشتر تصوري است كه رسانهها ميل دارند به آن دامن بزنند.
* يعني شما ميگوييد همچين چيزي نيست؟
چگونگي برخورد با جشنهاي ملي، نيازمند يك تحقيق اجتماعي تجربي است. تحقيقي كه ميزان مشاركت مردم در اين جشنها را مشخص كند. شناخت من از فرهنگ معاصر ايران، اين را نشان ميدهد كه مردم، اينگونه جشنها را جدي ميگيرند و فقط شيوة برخورد جوانان امروزي با اين مناسبتها فرق كرده است. اما متأسفانه ما بدون در نظر گرفتن اين تفاوتها قضاوت ميكنيم.
* اين برخورد متفاوت يعني چه؟
ببينيد، امروز جوانها از طريق sms، ايميل، تلفن و چت در دنياي مجازي، اينجور مناسبتها را جشن ميگيرند. در مناسبتهاي مختلف، شما ميليونها sms ميبينيد كه رد و بدل ميشوند. ميليونها مطلب بر روي سايتها و وبلاگها ميخوانيد. ميليونها عكس مرتبط با اين مناسبتها را در اينترنت مشاهده ميكنيد. اگر اينها جشن نيست، پس چي است؟ اينها شيوههايي است كه در گذشته وجود نداشته و امروز به تناسب پيشرفت تكنولوژي به دست آمده است و ما نميبينيمشان.
* پس آن تصور سنتي كه ما از مراسمي مثل شب يلدا داريم، چه ميشود؟
تصور يك عده اين است كه در جشني مثل شب يلدا، مردم بايد كنار خانواده دور كرسي جمع شوند و آجيل بخورند و در فضاي سنتي زندگي كنند. اين انتظاري است كه با واقعيت تناقض دارد. در واقع، يك سوداي محال است. در فضاي معماري امروز، چطور ميشود كرسي را احيا كرد؟! در زندگي شهري مدرن، اينجور چيزها اصلا معنا ندارد.
* بله! اما آن فضاي سنتي،حداقل، ارتباط بين افراد خانواده را بيشتر ميكرد.
اصلا يك قسمت از جشن يلدا، مربوط به فضاي اجتماعي افراد است. فضايي كه باعث ايجاد ارتباط بين آدمها ميشود. و اين همان چيزي است كه باعث تقويت پيوندها و در عين حال توليد لذت و شادي ميشود. اتفاقا اين ارتباطها الان خيلي بيشتر از قبل وجود دارد.
* چطوري؟ در همان فضاي مجازي؟
بله! در دنياي مجازي اينترنت، اين اتفاق رخ داده. حجم ارتباطات در اين فضا الان، بيشتر از هر زمان ديگري است. ضمن اينكه پيوندهاي رودررو همچنان وجود دارد. حجم محاورات مردمي در اجتماعاتي كه گروههاي انساني در آنجا حضور دارند، اصلا كم نيست. هيچ موقعي انسانها به اين شكل سازمانيافته زندگي نكرده بودند. شما نگاه كنيد، از چند روز مانده به يك مناسبتي مثل يلدا، حرف و حديث دربارة مراسم اين شب در كوچه و خيابان و ادارهها و محيطهاي سازماني ديگر وجود دارد. اين تكهاي از جشن است كه در گذشته وجود نداشت.
* با اين حساب در دنياي واقعي هم همچنان استقبال از مراسم شب يلدا وجود دارد.
بله، يكي از چيزهايي كه اين مسأله را ثابت ميكند، حجم كالاهايي است كه در اين ايام، خريده و مصرف ميشوند. كساني كه ميگويند يلدا جشن گرفته نميشود، لطفا از حجم هندوانه و خشكباري كه در روزهاي آخر پاييز خريده ميشود، آمار ارائه كنند. البته اين مسلم است كه تنقلات، به مرور زمان فرق كرده، ولي مهم اين است كه مردم به مناسبت يلدا خريد ميكنند.
* آقاي دكتر، من درست متوجه نشدم! شما اولش گفتيد جوانها بيشتر در دنياي مجازي يلدا را جشن ميگيرند. بعد الان ميگوييد استقبال آنها در دنياي واقعي هم قابل ملاحظه است.
من ميگويم يلدا يك معنا است و تنها چيزي كه تغيير كرده، قالبي است كه اين معنا تويش شكل ميگيرد. در گذشته قالب سنتي بود، با امكانات آن موقع. امروز اين قالبها متناسب با شرايط، تغيير كردهاند. در واقع، معناي يلدا در يك قالب جديد قرار گرفته است.
* پس ميتوانيم نتيجه بگيريم كه يلدا از آن مناسبتهايي است كه در طول اين سالها خيلي كمرنگ نشده است.
يلدا از جمله آيينهايي است كه با مدرنيته سازگار است و تعارضي با زيستن در شرايط مدرن ندارد. بنابراين اهميتاش هم كاهش پيدا نميكند.
* ميشود براي اين سازگاري مثال بياوريد؟
اولين ويژگي مدرنيته، «مصرف انبوه» است. در مناسبتي مثل يلدا، فضاي اجتماعي براي مصرف بيشتر اقلامي مثل لباس، تنقلات و ساير چيزهايي كه براي حضور در يك جشن لازم است، فراهم ميشود. دومين ويژگي، اين است كه دنياي مدرن، يك وجه كميك و لذتآور به انسان مدرن داده. يلدا هم فرصتي است براي مصرف موسيقي، لذت بردن و احساس شادي كردن. ضمن اين كه دنياي مدرن به دنبال ايجاد يك محيط فرهنگي براي انسانها است تا بتوانند فرديتشان را نشان بدهند.
* ببخشيد! يعني چي؟
يعني اين كه انسانها بتوانند متناسب با خواستههاي فردي، رفتار خودشان را عرضه كنند.
* و يلدا اين امكان را به آدم ميدهد؟
بله! يلدا فضايي است كه آدم با خواستة خودش لباس بپوشد، بخورد و با بقيه پيوند ايجاد كند.
* لطفا يككم هم از تفاوتهاي يلداي سنتي و مدرن حرف بزنيد.
خب يلداي سنتي در مسير كاركردهايي بود كه ارزشهاي سنتي را تحكيم ميكرد. ارزشهايي كه بر نقش پدربزرگها و پيوند دو نسل با هم تأكيد ميكرد. در عين حال، يلداي مدرن، در مسير تحقق ارزشهاي فردي جوامع امروزي است. اينكه به جوانها اجازه ميدهد بدون بزرگترها دور هم جمع شوند و جشن بگيرند. يعني فضاي اجتماعي جوري است كه افرادي كه همگرايي و همزباني بيشتري دارند، دور هم جمع شوند، نه اين كه گروههاي ناهمگن لزوما دور هم باشند.
* با اين توصيف، شما به عنوان يك مردمشناس، نگران كمرنگ شدن اعياد سنتي مثل يلدا نيستيد؟
كسي از اين بابت، نگراني ندارد. آنهايي كه اظهار نگراني ميكنند، يك جور رياكاري و دروغ در حرفهايشان هست. اينها نگران رواج ارزشهاي مدرن هستند، نه احياي ارزشهاي ملي. براي همين، دلسوزيشان چندان مورد توجه جوانها نيست! آنها بايد يادشان باشد كه امروزي شدن، سرنوشت اجتنابناپذير انسانها است. اگر يك نگاه به خانه، لباس پوشيده مردم يا به هر جاي ديگر جامعه بكنيد، امروزي شدن را ميبينيد.
(برگرفته از سایت یادداشت های یک مردم نگار)

