تبليغاتX
باید به خورشید پیوست

باید به خورشید پیوست

تلاشی برای مثبت اندیشی و حرکت

نمایشگاهی گروهی از سه نقاش جوان در گالری آتبین واقع در خیابان ولیعصر قبل از چهار راه پارک وی کوچه خاکزاد پلاک ۱+۱۲ تا چهارشنبه این هفته بر پاست آقایان جواد مدرسی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته نقاشی و ابراهیم گنجیان دانشجوی کارشناسی ارشد گرافیک از دانشگاه شاهد و خانم بهار طاهری دانشجوی کارشناسی ارشد نقاشی از دانشگاه سوره هنرمندانی هستند که آثار خودشون رو به نمایش گذاشته اند . که از هر کدام از ایشان به ترتیب چهار ٬ هشت و چهار تابلو با سبکهائی متفاوت اما در قطعی تقریبا مساوی می بینیم .

به نظر من در مقابل آثار آقای جواد مدرسی که علی رغم میل خودشان سبکی رئال دارند چهار خاطره را به یاد خواهید آورد البته با تجربه شخصی خود و اما در مقابل سایر آثار که به موضوع زن پرداخته شده احساسی متفاوت خواهید داشت .

کارهای خانم طاهری هر کدام فضای خاص خود را دارند و در هر کدام به حسی از احساسات زنان بر میگردد که به طور عجیبی مخاطب خود را در مقابل کاراکتر حاضر در تابلو احساس میکند و در لحظه ای مخاطب در داخل فضای اثر قرار میگیرد اما آقای ابراهیم گنجیان نگاهی اکپرسیو تر و شاید شعاری تر دارد و به نظر میرسد میتوان تابلو هایش را در دو عنصر شهوت و غم خلاصه کرد . رنگهای بنفش کمرنگ و قرمز به عنوان نشانه هائی از نگاه جنسی به زنان و صورت های بت و تیره به نشان غم حاکم بر این قشر جامعه در این تابلو ها به کار گرفته شده است . اما نکته جالب اینکه صلابت زنان در هیچکدام از این تابلو ها به سخره گرفته نشده اند .

       آقای مدرسی و چند تابلو از آثار ایشان و دوستانشان

محیط آرام و دلنشین این گالری کوچک و وسواس در انتخاب آثار لحظاتی دلنشین را برای بازدیدکنندگان فراهم می آورد که امیدوارم شما هم فرصت بازدید از این نمایشگاه را پیدا کنید و از دیدن این آثار لذت ببرید و نظراتتون رو هم برای ما بنویسید.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 7:1 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

 باز هم یکی از دوستان زحمت کشیده و کتابی تخصصی را به ما معرفی کرده که البته نقدی هم بر آن قلمی نموده :

                             

به‌تازگي چاپ دوم ‌کتاب "جنگ ‌رواني" نوشته حسين‌ متفکر توسط انتشارات زمزم هدايت چاپ و منتشر شد. اين کتاب درصدد است اهداف جنگ رواني که تخريب و تضعيف روحيه حريف مقابل و تغيير در نگرش و تصميم آنها است را با شيوه ها، روش ها، ابزارها و سيستم هاي مختلف تبيين نمايد. نويسنده اين کتاب با بيان کلياتي درباره تاريخچه جنگ رواني سعي مي کند خواننده را با اهداف، ماهيت، اصول، طرح ها و شيوه هاي جنگ رواني آشنا کند.

ادامه مطلب فوق را میتونید در وبلاگ آقای حمید معبادی عزیز مطالعه نمائید

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 6:32 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

در پاسخ به پیشنهاد من خانم کامران منو بسیار شرمنده کردند و دو روز پیش این مطلبو میل زدند که من هم بدون دستکاری ( که البته نیازی هم نداشت ) آنرا برای شما در این صفحه قرار میدهم و منتظر نظراتتون هستم . امیدوارم که با نظر دادن خود باعث دلگرمی من ٬ خانم کامران و همه دوستان دیگری که علاقمند به مشارکت هستند شوید و اما این هم متن خانم کامران که نویسنده وبلاگ درباره نشانه میباشند :

هفده داستان کوتاه کوتاه یا همان" مینیمال" در کمتر از 32 صفحه به اندازه کف دست، در مجموعه ای به نام "گلوله"* منتشر شده و برگردان آن توسط " اسدالله امرایی " است که دیدن آن روی جلد زرد رنگ کتاب چونان نشانه ای شما را به خواندن ترغیب می کند، قیمت کتاب به دلیل کوچکی و لاغری مفرط اش بسیار مینیمال است، فقط 500 تومان.

از مجموعه هفده گانه گلوله ، داستان " مجازات " را دوست دارم ، چرا که به گمانم به وضعیت تراژیک بسیاری از ما بی شباهت نیست. هر صبح وقتی که با بی میلی به محل کارم می روم ، جایی که زمان را در برابر پول می فروشم ، احساس عذاب می کنم . عذابی که خدایان این روزگار برایم تکلیف کرده اند ! داستان را بخوانید ، تاویل ها و تفسیرهایش بماند برای بعد!

*************

مجازات

سنگین ترین مجازاتی که خدایان باستان می توانستند برای "سیزیف" در نظر بگیرند این بود که تا ابد کار بیهوده ای را انجام دهد.

سیزیف محکوم شده بود تا تخته سنگی را از شیب تندی بالا ببرد.مدت ها گذشت و سیزیف در این تمام مدت مشغول بالا بردن تخته سنگ از سربالایی تند بود، اما تا به بالای بلندی می رسید تخته سنگ می غلتید و به پایین دره می افتاد. خدایان فراموش کرده بودند که تخته سنگ بر اثر مرور زمان و ضربه دچار فرسایش می شود . در صد سال اول ، لبه های تیزی که دست های سیزف را بریده و زخمی کرده بود صاف شد. در پانصد سال بعدی پستی و بلندی های سنگ به قدری صیقلی شد که سیزیف تخته سنگ را قل می داد و بالا می برد. در هزار سال بعد تخته سنگ کوچک و کوچکتر شد و شیب هموار و هموارتر و ...

این روزها سیزیف تکه سنگ تیزی را که روزگاری صخره ای بود به همراه قرص های مسکن و کارت های اعتباری اش در کیفی می گذارد و با خود می برد. صبح سوار آسانسورمی شود و به طبقه بیست و هشتم ساختمان دفترش می رود که محل مجازاتش به حساب می اید. بعد از ظهرها دوباره به پایین بر می گردد.

*گلوله (مجومعه داستان های مینیمال)، برگردان اسدالله امرایی ، تهران،نشر مشکی ،1384

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 7:44 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

قلعه حیوانات

 

خوب در راستای پیشنهاد خودم تصمیم گرفتم که چند تا از تجربیات فرهنگیمو با شما در میون بذارم اما نمی دونم که از کدوم شروع کنم اما به هر حال در ادامه مطلب خانم پیشنمازی که در مورد کتاب قلعه حیوانات نوشته بودند ذکر نکات زیر را خالی از فایده نمی دونم :
1- از کتاب قلعه حیوانات ترجمه های مختلفی در بازار وجود داره اما فقط یکبار کتابی با عنوان باز هم قلعه حیوانات در اواخر دهه 70 خودمون به چاپ رسید  که بسیار فوق العاده بود٬ ویژگی مهم و بارز این کتاب دو بخشی بودن اون بود یعنی در بخش اول این کتاب خود قصه به طور کامل آورده شده بود و در بخش دوم اون معادل واقعی هر کدام از کاراکترهای داستان از بین سیاستمداران شوروی سابق و انقلاب کمونیستی و توضیحاتی در مورد زندگی و فعالیتهاشون که در اصل یک تحقیق تطبیقی بسیار خوب بود.

 این کتاب در سال ۱۳۷۹ و توسط انتشارات نقش و نگار در تهران به چاپ رسیده است .


2- از روی این داستان فیلم انیمیشنی هم ساخته شده که البته به اندازه مطالعه کتاب تاثیر گذار نیست .


3- خواندن این کتاب و همذات پنداری با شخصیت هائی همچون باکستر میتواند بسیار دردناک و افسرده کننده باشد بویژه برای کسانی که با عشق و علاقه خاصی درصدد خدمت به مردم وجامعه خودشون هستند .


4- از جورج اورول کتابها دیگری هم در ایران ترجمه و چاپ شده که از آن میان میتوان به 1984 و شبهای برمه نیز اشاره کرد .


در پست های بعدی دو شبه نقد از دو نمایشگاه نقاشی که در طول دو روز گذشته رفته ام براتون خواهم نوشت اما در انتهای این پست یک وبلاگ بسیار جالب که به معرفی تایلند و آداب و رسوم مردم اونجا پرداخته رو بهتون معرفی میکنم .

سرزمین هزار معبد  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 0:45 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

مطلبی رو جائی دیدم بسیار از خوندنش لذت بردم گفتم قبل از اینکه پیشنهادمو مطرح کنم این مطلبو برای شما هم در این صفحه بذارم :

با خودم فکر مي کردم تحقق روياهايم غير ممکن است،اما خدا گفت :
«هر چيزي ممکن است»


گم شده بودم،گيج بودم،فکر مي کردم هيچ وقت جوابي پيدا نخواهم کرد،اما خدا گفت : «من هدايتت خواهم کرد»

 
خود را باختم،فکر مي کردم نمي توانم،از عهده اش بر نمي ايم ،اما خدا گفت : « تو از عهده ي هر کاري بر مي ائي»


غمگين بودم،احساس کردم زير کوهي از نا اميدي گير افتادم ،اما خدا گفت:
« غمهايت را روي شانه هاي من بريز»


فکر کردم نمي توانم،من انقدر باهوش نيستم،اما خدا گفت :
« من به تو خرد لازم را مي دهم»


بار گناهانم رنجم مي داد ،براي کارهاي بدي که کرده بودم از خود عصباني بودم،اما خدا گفت : «من تو را مي بخشم»


از خودم بدم مي امد ،فکر مي کردم هيچ کس مرا دوست ندارد ،اما خدا گفت : «من به تو عشق مي ورزم »

 
گريه مي کردم،زيرا تنها بودم،اما خدا گفت :
« من هميشه با تو هستم »

 

و اما پیشنهاد من :

چند وقتی به فکر افتاده بودم تا به وسیله ای بتونم جمعی رو به به اشتراک گذاشتن تجربه های خوب فرهنگیشون با هم دیگه تشویق کنم و البته خودم هم با مشارکت بیشتر بتونم از این تجربیات بیشتر کسب کنم و استفاده کنم ٬ بعد از دیدن معرفی و به نوعی نقد و تفسیر کتاب قلعه حیوانات در وبلاگ خانم پیشنمازی و معرفی چند کتاب در وبلاگ آقای معبادی احساس کردم که اگر الان این پیشنهاد و مطرح کنم بد نباشه .بنابراین من پیشنهاد میکنم که همه علاقمندان به چنین فعالیتی با انتخابی آزاد ٬ اگر تجربه خوب فرهنگی ای در طی هفته داشتند مانند مطالعه یک کتاب و یا دیدن یک فیلم و یا بازدید از یک اتفاق فرهنگی مثل تئاتر ٬ نمایشگاه هنری و ... اقدام به معرفی و نقد اون بکنند و اگر وبلاگی دارند اون متن رو در وبلاگشونبگذارند و به من هم اطلاع بدهند تا به اطلاع سایرین برسونم و اگر هم صفحه اختصاصی ندارند میتونند متنشونو برای من میل کنند تا من با نام خودشون مطلبشونو در این صفحه قرار بدهم .

منتظر نظراتتون در این زمینه هستم حتی اگر فکر میکنید یک روز خاص برای این مطالب باید تعیین بشه لطفا پیشنهاد بدهید .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

باسلامی مجدد از همه دوستانی که توی این مدت به طرق مختلف لطف خودشونو به من ابراز کردند ممنونم .

بالخره بعضی از مشکلات من هم تموم شد و به زودی اوراق امتحانی رو هم تصحیح میکنم و نمراتشو به دانشگاه اعلام خواهم کرد و اما دو لینک جدید هم گذاشتم که توصیه میکنم دوستانی که علاقمند به مسائل ارتباطی هستند حتما نگاه کنند .

به زودی در مورد یک پیشنهاد خوب و یه پست جدید با شما صحبت خواهم کرد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

از همه دانشجویان عزیزم عذر می خوام . به دلیل کسالتی که دارم تا کنون موفق به تصحیح اوراق و در نتیجه اعلام نمره ها نشده ام و امکان سر زدن به وب هم برام وجود نداره بنابراین خواهش میکنم قصور بنده رو ببخشید .
+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 4:42 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: نگاهي به وبلاگ‌ها

يك مدرس دانشگاه معتقد است:‌ «صاحبان وبلاگ‌ها به لحاظ جامعه شناسي در جايگاهي از قدرت نرم تعريف مي‌شوند كه محتوا و مخاطبان وبلاگ، آن را تعيين مي‌كند.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 9:7 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

از همه دوستانم دعوت می کنم که به دو سایت زیر سری بزنند البته آدرس اونها رو جدیدا در پیوند های خود جا داده ام

ارتباطات اجتماعی وبلاگ همکلاسی عزیزم آقای آذربخش که نکات درخور توجهی در زمینه ارتباطات به شما خواهد داد

و درد جاودانگی سایت اختصاصی دکتر عباس عاشوری نژاد از اعضای هیئات علمی دانشگاه بوشهر که اطلاعات و نظرات جالبی در زمینه جامعه شناسی را میتوانید در آن بخونید

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 6:45 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

... و اما نکاتی در مورد امتحان  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

امروز موفق شدم در دقائقی استثنائی از یکی شهروندان ویژه و با فرهنگ ! تهران عکسی بگیرم و بتونم ثابت کنم که در این کلان شهر ما نه تنها مرد و زن ٬ پیر و جوان٬ افراد تحصیل کرده و نکرده٬ که حتی شهروندان ویژه هم مبادی آداب بوده و به قوانین٬ علی الخصوص قوانین راهنمائی و رانندگی و حقوق شهروندی احترام کامل میگذارند !  

آقا موشه در تهران

البته اگر بقیه اجازه بدهند !

امان از دست این تاکسی ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 10:28 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

 

... و سعادت یعنی ٬

آب را بر خون خدا ببندی و رستگار شوی !

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 10:48 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

بالاخره بعد از جشنواره تئاتر فجر که موفق به دیدن دو نمایش داخلی و خارجی اون شدم در چند روز گذشته فرصتی دست داد تا فارغ از دغدغه های کاری به دیدن چند فعالیت هنری برم .

پنجشنبه هفته گذشته یکی از پر رونق ترین روزهای خانه هنرمندان بود و چند برنامه موازی در آنجا برگزار میشد ، مثل اعلام نتایج برترین کتاب سال انجمن ادبیات متفاوت ، برپائی نمایشگاه گروهی تصویر گری کتاب کودک و برگزاری جلسه بزرگداشت مولانا که خود مجموعه ای از سخنرانی ، نمایش فیلم 18 بیت به کارگردانی کیوان اروندیان ، نمایشگاه عکس خانم ابیانه از رقص سما و اجرای موسیقی سنتی زنده که البته توام شد با ملاقات تعدادی از دوستان و دانشجویان قدیمیم و همینطور گپ و گفت کوتاهی با چند استاد محترم در زمینه های مختلف که بسیار هیجان انگیز بود . ( شرح کامل تری از این برنامه رو میتونید در وبلاگ خانم سمیعی مطالعه کنید .)

 

خانه هنرمندان

 

دیروز هم ضمن بازدید از نمایشگاه هنر جوان که در موزه هنرهای معاصر برپاست و شامل آثار مختلف نقاشی ، تصویر گری و گرافیک میباشدموزه هنرهای معاصر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 به دعوت یکی از دانشجویان قدیمی و دوستان فعلی خودم یعنی ایوب شمسی به تماشای کارهای ارائه شده در جشنواره تئاتر عاشورائی رفتم

 

ایوب شمسی

 

و البته به لطف دوست بسیار عزیزی که جایش بسیار خالی بود امکان گرفتن چند عکس تئاتر هم برایم بوجود آمد که تعدادیشو براتون به نمایش میگذارم .

 

جشنواره تئاتر عاشورائی

 

لازم به ذکر است که در فضای بیرونی تئاتر شهر خیمه تعزیه حسینی بر پاست و در صورت تمایل میتوانید در این چند روزه به تماشای این گونه نمایشی ملی و فرهنگی کشور عزیزمون برید.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 12:0 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

ادامه نمونه سوالات
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 2:42 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

با سلام همانطور که وعده کرده بودم از امروز نمونه سوالات امتحانی شما را ارائه خواهم نمود . لازم به ذکر است که در امتحان شما تنها 5 یا 6 سوال از مجموعه سوالات زیر ارائه خواهد شد .

لطفا این سوالات را با دقت خوانده و توجه داشته باشید که در بعضی مواقع شما نیاز به جمع آوری نکات مورد نظر از چند صفحه مختلف دارید بنابراین با دیدن اولین مطلب مرتبط از مطالعه ادامه مطالب غافل نشوید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 5:3 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

 

               یا حسین (ع)

 

 

پ . ن : مدت هاست که دیگر موفق به نقاشی نشده ام ٬ اما خیلی دوست داشتم که این نقاشیم را در زمانی مناسب به نمایش بگذارم . گرچه با این نقاشی در نمایشگاه هنر عاشورائی سال گذشته حضور داشتم اما از دوست بسیار عزیز و دوست داشتنی خودم که به من در تهیه تصویری مناسب از آن جهت نمایشش در وب کمک کرد نهایت تشکر را دارم .

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 2:30 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

دوستان عزیز سلام

ضمن عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن ایام سراسر غم و در عین حال درس محرم ٬ به اطلاعتون میرسونم که حتما تا پایان روز جمعه نمونه سوالات را در وبلاگم درج خواهم کرد .( بابت این تاخیر عذر میخوام )

در ضمن مواردی که در مورد ژوژمان پرسیده بودید را در ادامه مطلب براتون گذاشته ام .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

با اینکه نمی خواستم دیگه چیزی راجع به همایش گرافیک مطبوعاتی بگم اما چند روزیه که داشتم به این مسئله فکر میکردم که اگر نکته ای رو بیان نکنم شاید کم لطفی و بی انصافی شده باشه بنابراین از همینجا از دو دوست پرتلاش و بسیار زحمتکش گروه ارتباطات و از دانشجویان ترم گذشته خودم یعنی سرکار خانم نیکخواه و آقای بابک احمدی بابت حضور دوستانه و صمیمیشون در کلاسهای ترم جاری من و پیگیری هاشون در مورد برگزاری همایش بسیار تشکر می کنم و اعتراف می کنم که اگر خاطرات خوب و جذاب این دو دوست عزیز از نحوه فعالیت های انجمن ارتباطات و به ویژه انرژی مثبتی که دوست گرانقدرم دکتر آذری ٬ در بین بچه های این رشته به جریان انداخته بود ٬ برای من بازگو نمی شد شاید هرگز ایده برگزاری این همایش در دانشگاه دماوند را با این جدیت پیگیری نمی کردم .

به هر حال امیدوارم که از این به بعد همه دوستانم در گروه ارتباطات با همتی بلند برنامه های جدید تر و پر محتوا تری را به اجرا بگذارند  

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 6:51 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  |