تبليغاتX
باید به خورشید پیوست

باید به خورشید پیوست

تلاشی برای مثبت اندیشی و حرکت

                         

سایه حق٬ سلام عشق٬ سعادت روح٬ سلامت تن٬ سرمستی بهار٬ سکوت دعا٬ سرور جاودانه.

اینست هفت سین آریائی٬ پیشکش شما.

سرسبزی و سربلندی وسپیدروزیتان را با سوز عشقی توام با سادگی و صداقت و از اعماق قلبم از یگانه ایزد منان خواهانم .

نوروزتان مبارک باد

 

در انتهای این سال  تبریک ویژه ای دارم برای همه دوستانی که از ابتدا با من همراه شده اند  

دوست داشتم برای تک تک این عزیزان که از ابتدا با دادن نظراتشون به من انگیزه بیشتری برای درج مطالب در این وبلاگ داده اند پیامی جداگانه ارسال نمایم که مقدور نبود لذا در همینجا از همه اونها تشکر میکنم و بهتریت آرزوها رو براشون در سال جدید دارم .

 

                 

ترتیب اسامی هیچ دلیل خاصی ندارد و صرفا به ترتیب یادآوری در ذهنم بوده و امید وارم که کسی را از قلم نینداخته باشم  :

کمالی - عکاس ناشی - حمید معبادی - آفتابگردان (مریم)- علی اکبر هراتی - امید جهانبخش - راوی - مرجان مسن آبادی - علیرضا داودی - رامین - مریم مهتدی - آزاده فضلی - محمد رضا وکیلیان - رئیس جمهور - مونا - تینا نیک نژاد -  یحیی محمدی نیا - محسن درختی - رضا علیپور - مریم یوسفی - مائده مزینانی - غزاله -  آرامه اعتمادی - غزاله عشاری - افسانه سمیعی - بابک احمدی - امینه نیکخواه - میثم محمدی - زهرا صفائی - دکتر حسین - سید علی آذر بخش - افسانه کامران - حسین صفری - م - مهدی - ساناز - سینا - پروانه پیشنمازی - کاوه - موید - مهدی رحیمیان - سعیده - چکاوک - اسماعیل آذری نژاد - شهاب - لیلا اخوان - عباس عاشوری نژاد - آفتابگردون ( ... ) - handsome -کلاغ پرس -گلادیاتور - صابر - احمد شعبانی - وبلاگ گروهی دانشجویان مدیریت فرهنگی دانشگاه سوره -نرگس - میثم -مجید سعد آبادی - رضا .ح - رادیکال -علیرضا سلیمی -...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 4:37 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

مدتی است که نسبت به ساخت و اکران فیلم ۳۰۰ در محافل مختلف داخلی و خارجی بحث و گفتگوست . من بدلایلی به این مقوله تا کنون نپرداخته ام و شاید هم هرگز در موردش مطلب مبسوطی ننویسم چرا که سالهاست که نظر خودمو در مورد تاثیرات رسانه ای بر شناخت جوامع از حقایق در کلاسهام توضیح دادم و این مقوله هم چیزی بیشتر از سایر موارد نیست اما به دلیل حرکتی که تعدادی از دوستان در همین رابطه انجام داده اند توجه شمارو به زحمات اونها که کمی هم با هم متفاوت هستند جلب میکنم .

شما میتونید به وبلاگ خانم ها یوسفی وفضلی و همینطوروبلاگ گروهی انجمن علمی دانشجویان رشته مدیریت فرهنگی دانشگاه سوره و یا مازیار ناظمی  مراجعه فرمائید.علی اکبر هراتی هم این مسئله را با نگاهی تحلیلی از زاویه جنگ رسانه ای شکافته است .

در نهایت باید عرض کنم که با بخش قابل توجهی از نظرات خانم یوسفی هم نظر هستم .

راستی صف کشیدن مردم برای خرید سی دی این فیلم جلوی دست فروشها هم خودش از مصادیق تاثیرات قابل توجه رسانه ای است که برای محققین و علاقمندان علوم ارتباطات از نمونه های دست اوله.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 10:27 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

فرارسیدن ۲۸ صفر٬ سالروز رحلت اسوه اخلاق٬ محمد رسول الله (ص) و شهادت کریم اهل بیت٬ امام حسن مجتبی و ضامن آهو ٬ علی بن موسی الرضا علیهم السلام را به همه شما تسلیت عرض مینمایم .
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 11:31 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

کم کم داره تعطیلات از راه میرسه و ...

 

            

برای من سواله که در مقابل این موضوع یعنی شهر و شهروندان در ایام تعطیلات چند دسته از افرادو اقشارو میشه شناسائی کرد ؟ به این گزینه ها توجه کنید :

  • شهر تعطیل ٬ شهروند تعطیل
  • شهر فعال ٬ شهروند تعطیل
  • شهر تعطیل ٬ شهروند فعال
  • شهر فعال ٬ شهروند فعال
  • و ...

خوشحال میشم نظراتتونو با ما به اشتراک بگذارید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 5:32 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

بالاخره اینم از جواب من در مورد رنگ گورخرها :

      خود گور خرها هم گیر کرده بودن!

 

واقعیت اینه که اگر فرض کنیم که اول رنگی بوده بعد خطوطی، گورخرها سفیدن و خطوطی سیاه به اونها اضافه شده ٬ شاهد این مدعای من هم شکم و سطح داخلی پاهای گورخران است که همگی سفیدن و انگار پوششی از خطوط سیاه رو، روی بدن اونها کشیدن. اما چرا این سوال برای من مهم شده بود ...

انگیزه این پرسش اتفاقی بود که برای یکی از دوستانم افتاد و ایشون با یک سری سوالاتی درگیر شده بود که خیلی شباهت زیادی داشت با سوالاتی که دوست عزیزمون "آزاده" در کامنتش مطرح کرده بود.

من بهش گفتم همه آدما هم خصلت خوب دارن و هم بد یعنی هم سفیدن و هم سیاه، اما بعضی وقتا سفیدی ها بیشتر از سیاهیان و بعضی وقتها هم سیاهی ها بیشتر.

میدونی! آدما با همین سیاهی ها و سفیدیاشونن که دوست داشتنیند اما بعضی از سیاهی ها میتونن ارزش همه سفیدیها رو از بین ببرن ٬ مثل دروغ ٬ اونم دروغی که اساسا نفر مقابل گمراه بشه و احساس کنه که اغفال شده یا بعضی از سفیدی ها هستن که میتونن سیاهی هارو کمرنگ کنن مثل عشق٬ وفاداری، گذشت٬ حسن خلق ٬ تلاش صادقانه٬ پاکی، صداقت، ایمان و ...

به هرحال گرچه این خیلی مهمه که  طرفمون سیاهی هاش قوی تر باشه یا سفیدهاش٬ اما همونطوری که بعضی از دوستان گفتن این  به نگاه ما هم بستگی داره . یعنی اینکه ما سیاهی هارو بیشتر ببینیم یا سفیدی هارو و اصولا تعریفمون از سیاهی و سفیدی چی باشه و برای هرکدومش چه ارزشی قائل باشیم .

فکر کنم دوستانی که کتاب ارتباط انسانی دکتر علی اکبر فرهنگی رو مطالعه کرده اند، الان یاد بعضی از مباحثش افتادن، مثل شش سوالی که در ابتدای هر ارتباطی شکل میگیره و ... .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 3:13 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

این جملات زیبارو یکی از دوستان برای من فرستاده بود که ضمن تشکر از ایشون٬ خواستم شما هم از خوندنشون بهرمند بشید:

انسان سه راه دارد:
راه اول از اندیشه می گذرد این والاترین راه است
راه دوم از تقلید می گذرد این آسانترین راه است و
راه سوم از تجربه می گذرد این تلخ ترین راه است.
                                                                  کنفوسیوس
 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 10:37 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

فرارسیدن اربعین حسینی را به همه شما تسلیت می گویم

خورشیدی وجود ندارد

به نظر من این ایام بزرگداشت تمام خوبی هاست و نه یک گروه یا یک نفر ٬ یادآوری ایثار ٬ گذشت ٬ اخلاص ٬ شجاعت ٬ عشق ٬ صداقت و ... . به همین دلیل فرهنگ محرم و صفر ـ در صورت معرفی و اشاعه صحیح ـ از پتانسیل بسیار بالائی جهت پذیرش عمومی در همه جوامع انسانی در سطح جهانی برخوردار است.

گریه ما در این روزها نه بر چگونه کشته شدن تعدادی از هم نوعانمونه بلکه برای این اشک میریزیم که گروهی حقیقت رو با تمام وجود دیدنو اونو انکار کردن و شاید این احساس بهمون دست میده که در بعضی مواقع خودمون هم بارها و بارها در عرصه های مختلف همین طور عمل کردیم و یا نگرانیم که در صورت بوجود آمدن شرایط به همان شکل عمل کنیم :

دیدن حقیقت و بستن چشمامون!   

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 6:25 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

 

 شنیدن خبر فوت رسول ملا قلی پور واقعا اسف بار بود

روحش شاد و یادش گرامی باد

به گزارش خبرنگار فرهنگي خبرگزاری فارس ، پيكر رسول ملاقلي‌پور در قطعه 224 بهشت زهرا آرام گرفت و مراسم ختم هفتمين روز درگذشت اين هنرمند نيز از ساعت 16 تا 17:30 روز شنبه در مسجد حضرت امير(ع) برگزار مي‌شود.
مسجد حضرت امير(ع) در خيابان كارگر شمالي، جنب پمپ بنزين قرار دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 8:18 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

به زودی مطلبمو کامل میکنم

                     

 

راستی اشغالگر عزیز هنوزم انتقاد کردن از من آزاده !

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

دلم میخواست توی این پست در مورد جواب سوال پست قبلی بنویسم اما چون یه جورائی نسبت به دوست خوبی که کتاب " اسکار و مادام رز" را معرفی کرده بود احساس دین میکردم ، با اجازه شما مطلب کوتاهی رو به اون اختصاص میدم .

باید بگم که گرچه دوستمون این کتابو به کتاب شازده کوچولو تشبیه کرده ، اما باید عرض کنم که این دو از نظر من تفاوتهای عمده ای باهم دارند.

 اگر روزی کسی از من بپرسه که چند کتاب غیر دینی خوبی که در زندگیت خوندی رو نام ببر قطعا یکی از اولین هائی که نام میبرم کتاب شازده کوچولونوشته آنتوان دوسنت اگزوپری است ، کتابی که به نظر من با زبانی ساده ولی عمیق میتونه با همه افراد از هرسن و قشر و نژادی و ملیتی ارتباط برقرار کنه و البته تاثیر خوبی در زندگیشون بذاره . کتاب شازده کوچولو کتابی است که کمک میکنه تا خواننده به اصلاح رابطه با خود ( درون فردی ) و با دیگری ( میان فردی ) بپردازه و تقریبا برای هر صفحه از این داستان ، می توان معادلی در زندگی هر شخصی پیدا کرد اما داستان مادام رز از یک چنین فراگیری فاصله بسیار داره و شاید بهترین تاثیرش ، تاثیری عرفان گونه با تکیه بر تفکرات عالم مسیحیت اواخر قرن بیستم میلادی است که البته در نوع خودش جذابیت های خاص خودشو داره .

داستان " اسکار و مادام رز " در ایران همانند کتاب شازده کوچولو تا کنون سه بار و توسط سه مترجم مختلف و با سه نام مختلف منتشر شده که با دو ترجمه و نام این اثر در پست های قبلی و توسط دوستان خوب من آشنا شدید و من هم کتاب " مجموعه سه داستان " نوشته اریک امانوئل اشمیت و ترجمه سروش حبیبی را به شما معرفی میکنم که در این کتاب علاوه بر داستان " اسکار و بانوی گلی پوش " میتونید دو داستان دیگر از همین نویسنده فرانسوی و مشهور٬ با نام های " میلارپا " و " ابراهیم آقا و گلهای  قرآن " را هم بخونید که وجه مشترک هر سه آنها همان نوعی نگاه عرفانی اما با زمینه ای برگرفته از سه فرهنگ مختلف آئین های بودائی ، تصوف و مسیحیت می باشد .تا کنون سه بار این کتاب توسط نشر چشمه منتشر گردیده .

حتما میدونید که از کتاب شازده کوچولو هم سه ترجمه در ایران وجود دارد که ترجمه احمد شاملو و محمد قاضی مشهورترند .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 11:37 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

راستش کمی درگیر حجم کارهای شب عید و آخر سالم و یک مقدار با کمبود وقت مواجه شدم . علاوه بر اون یکی از این موجودات عجیب و غریب اینترنتی هم افتاده به جون کامپیوترم که بسیار آزار دهنده شده و تقریبا ارتباط منو با اینترنت مختل کرده .

اما از همه اینها که بگذریم میخواستم بگم که در تعطیلات نوروز حتما پیگیر برنامه ای تحت عنوان « بدلکاران » باشید ، برنامه ای که هرشب از شبکه پنجم سیما پخش خواهد شد و شما را با گوشه ای از اسرار و رموز کار یکی از هنرمندان ایرانی یعنی آقای « پیمان ابدی » بدلکار سریال آلمانی هشدار کبری یازده که پس از سالها به ایران بازگشته و مشغول فعالیت شده ، آشنا خواهد کرد که البته یکی از گرفتاریهای این روزهای من هم بر میگرده به همکاری در تولید همین برنامه ...  

 

راستی یه چند روزیه که برای یک سوال جوابی پیدا کردم و دلم میخواست اون رو با شما هم در میون بزارم اما گفتم خوبه که جوابهای شما رو هم بدونم بعد نظر خودمو بگم بنابراین از

شما میپرسم :

 

به نظر شما

 

" گورخر حیوانیست سیاه با خط های سفید

 

 یا

 

حیوانیست سفید با خط هائی سیاه ؟!"

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 1:4 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

 

یکی از دوستانتون چند روز پیش برای من نظر خودشو و بسیار کوتاه در مورد کتابی که به تازگی مطالعه کرده ارسال کرده و از من خواسته که این متنو بدون ذکر نامش در این صفحه قرار بدم تا ببینه که نظر دوستان دیگه در مورد مطلبی که ارسال کرده چیه ؟

گرچه من کمی از نظر دادن شما دوستان نا امید شدم و تا کنون نقد دو سه کتابی که توسط دوستان دیگه  در این بلاگ ارائه شده با کم لطفی شما روبرو شده اما به هر حال متن فوق الذکرو در زیر ارائه میکنم و به همراه نویسنده محترمش منتظر نظرات شما میمونم :

 

 

 

اٌسكار و مادام رٌز

 

اثر: اريك امانوئل اشميت               ترجمه : مرتضي ثاقب فر

 

پس از مدت ها فرصت كردم بدون هيچ گونه مشغله ذهني خواندن را آغاز كنم و خوشبختانه هر دو كتابي كه به پيشنهاد يكي از دوستان عزيزم خواندم، از بهترين آثاري از آب در آمد كه تا به حال مطالعه كرده بودم.

 

تماشاي تئاتر "موسيو ابراهيم و گل هاي قرآن " مرا به اين امر واقف كرده بود كه "امانوئل اشميت " فضا سازي رادر متن هاي خود به خوبي برقرار مي سازد و ارتباطي كه با مخاطب برقرار مي كند ، ارتباطي غير قابل گسست است.

 

شايد از لحاظ ساختاري بتوان اٌسكار و مادام رٌز را شبيه به شازده كوچولو دانست، با اين تفاوت كه اٍلمان هاي امانوئل اشميت براي نشان دادن زندگي كمي ملموس تر است.

 

تجربيات پسرك ده ساله قصه در طي 11 روز باقي مانده از زندگي اش ( باتوجه به دوران كودكي ) بسيار به روزمره گي زندگي امروزه ما شبيه است، شادي ها، دغدغه هاي ذهني ، ناراحتي ها ، مشكلات ، قهر كردن ها ، خستگي ها ،  همه و همه نشانه هايي كوچك از زندگي همه ماست. كه در باقي مانده زندگي اين پسرك 10 ساله نمود پيدا كرده است،

 

يك بار خواندن اين كتاب را به شما توصيه نمي كنم ، بلكه شايد ده ها بار خواندن آن نيز براي هر كدام از ما كافي نباشد .

 

يكي از زيباترين قسمت هاي اين كتاب :   اما من دنبال واژه هايي كه علاقه داشتم يعني : " زندگي"  ، "ايمان" و "خدا"  گشتم،   هيچ كدام را پيدا نكردم !  ببين، اين ثابت مي كند كه هيچ كدام آن ها بيماري نيستند ، نه زندگي ، نه مرگ ، نه ايمان و نه تو.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 6:41 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

 

 ... استرس٬ دوندگی٬ کلنجار٬ آلودگی صوتی٬ دود٬ زباله های پراکنده در سطح شهر٬ تابلوهای تبلیغاتی جوراجور٬ آدمهای رنگارنگ٬ آسمان خاکستری... وای از این همه فشار در شهر !

.

.

.

.

 مدتی است که تصمیم به ساخت فیلمی با زمینه ثبت و ضبط میراث فرهنگی بکر و در حال فراموش شدن کشور عزیزمون گرفتم به همین دلیل رایزنی های مختصری با بعضی از ارگانهای ذیربط کردم و به کمک یکی از دوستان عزیزم مشغول انجام مراحل تحقیقی پیش تولید آن هستم . به همین بهانه این فرصت دست داد تا یکی دو روزی از پایتخت خارج بشم . جاتون واقعا خالی بود . دیدن بعضی از روستاها تنها با داشتن ۸ خانوار سکنه اما در منطقه ای که به نظر میرسید قطعه ای از بهشته و مملو از آرامش و بدون هیاهو٬ برای من مثل یک دوپینگ روحی بود .

 در همین مدت کوتاه تعدادی عکس گرفتم که چند قطعه از اونارو برای شما به نمایش میذارم  .

    من وقتی این عکسها رو میگرفتم به این فکر میکردم که احساس خوشبختی گم شده خیلی از انسانهاست٬ ولی واقعا کدومشون خوشبخت ترند ؟ 

 به خنده های صادقانه و سرخی گونه های این پیرزن ۷۰ ساله نگاه کنید و برق امیدی که  تیرگی هرگونه غمی رو از دل مهمانان ناخوانده اش پاک میکنه در چشمان آبی رنگش ببینید.

در بین این مردم هنوز صداقتو با تمام وجود میشد حس کرد و گرمی سلامی که در بین اون همه رنگ زیبای طبیعت از یکرنگی و صفای دل اونا بر می خواست هرگونه احساس غربتو از ذهن بدور میکرد . 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

امیدوارم که شما هم بتونید فرصتهائی هرچند کوتاه رو برای خودتون فراهم کنید و به دل طبیعت پناه ببرید. 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 7:38 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

در ادامه فراخوان من برای به اشتراک گذاشتن تجربه های فرهنگی دوست جوانم خانم یوسفی اقدام به معرفی یک رمان کرده اند که ضمن تشکر از ایشون قسمتی از این مطلبو در اینجا براتون درج میکنم :

" چگونه می‌توان هم از مردم گریخت و هم از نزدیک با ایشان، و برایشان، زندگی کرد؟ چگونه می توان هم به زندگی آدمیان و قراردادهای دیرینة آن پشت پا زد و هم برای آنان، وبه کمک خودشان، زندگی نو و نظم نوینی را جستجو کرد؟ بارون درخت نشین به این پرسش ها پاسخ می‌گوید. پاسخی نه با وعظ و نظریه‌پردازی که با خود زندگی‌اش، با شیوة زیستن اش می‌آموزد که برای آدم همه چیز شدنی است؛ تنها به این شرط که بخواهد و بهای آن را بپردازد.. .

برای خواندن متن کامل این معرفی میتونید به وبلاگ خانم یوسفی  مراجعه کنید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 8:4 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

انتشارات سیج تا ۲۸ فوریه (نهم اسفند ) ۳۰۰ هزار مقاله جدید را در اختیار علاقه مندان گذاشته است.

 http://online.sagepub.com/

در زمینه ارتباطات  با ۱۹ ژورنال و ۸۳۰۰ مقاله جدید.

  • Communication Research,* 1980—current
  • Convergence (new), 1995-current
  • Discourse & Society,* 1990—current
  • Discourse Studies* 1999—current
  • European Journal of Communication,* 1986—current
  • Games and Culture (new), 2006-current
  • Global Media and Communication, 2005—current
  • The Harvard International Journal of Press/Politics,* 1995—current
  • International Communication Gazette (formerly Gazette), 1955—current
  • Journal of Business and Technical Communication,* 1989—current
  • Journal of Communication Inquiry, 1975—current
  • Journalism, 2000—current
  • Management Communication Quarterly, 1987—current
  • Media, Culture & Society,* 1981—current
  • New Media & Society,* 1999—current
  • Science Communication,* 1979—current
  • Television & New Media, 2000—current
  • Visual Communication, 2002—current
  • Written Communication,* 1984—current
     
  • + نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 5:52 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  |