تبليغاتX
باید به خورشید پیوست

باید به خورشید پیوست

تلاشی برای مثبت اندیشی و حرکت

عناوین و زمان ارائه مقالات درس آشنائی با مراکز خبری ، فرهنگی و تبلیغی بین المللی رشته مدیریت فرهنگی

 

 مشروح مطلب را در ادامه مطلب بخوانید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 8:25 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

                

  اگر امروز که بيدار شدي بيشتر احساس سلامت کردي تا مريضي ، تو خوشبخت تر از يک ميليون نفري هستي که تا آخر اين هفته بيشتر زنده نيستند. اگر هيچ وقت خطر جنگ را تجرب نکرده اي و تنهايي زندان را حس نکرده اي ، در شمار 500 ميليون نفر آدم خوشبخت دنيا هستي . اگر مي تواني در يک جلسه مذهبي شرکت کني بدون اينکه اذيت و آزار، دستگيري ، شکنجه و وحشت از مرگ داشته باشي خوشبخت تر از سه ميليون نفر در جهان هستي ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

... بدان که دگرگونی ، با باور دگرگونی آغاز می شود و فردا با پذيرفتن فردا . به آسمان بلند سوگند ، به آفتاب تابنده ، به رود پوینده ، به کوه پایدار که ساییده می شود و شره های آبهای بهاری آن را می ساید ، که تو نخست باید فردا را باور کنی ، با همه توان ، تا دردهای چسبیده به تن امروز ریشه کن شود ، و آبهای وا مانده ، روان شود و ....

تو فردا را به نیک ترین شکل باید ببینی تا فردا نیک ترین شکل را به امروز بیاورد . ...

 

متنی رو که خوندین گزیده ای از داستان زیبای هَزوارش از کتاب فردا شکل امروز نیست نوشته نادر ابراهیمی است . ضمن تشکر از دوست بسیار خوبی که این کتابو به من داده ، به همه شما پیشنهاد میدم که از مطالعه اون لذت ببرید .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 10:49 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

امروز مصادف بود با چهلمین روز درگذشت هنرمند بزرگ عرصه سینمای دفاع مقدس و من حرفهای زیادی رو در مورد این کارگردان توانمند تازه درگذشته و بویژه فیلم « میم مثل مادر» که به نظر من نقطه اوج بلوغ نگاه عمیق او بود برای گفتن داشتم تا اینکه ویژه برنامه میم مثل مادر را در تلویزیون دیدم و به نظرم رسید که تمام ناگفته ها را به خوبی بیان کرد و باز به نظر من همه محتوای این برنامه در یکسو و بیان خاطره ای از سوی بازیگر خردسال فیلم در مورد آخرین سکانس فیلم ٬ یک سوی دیگر جائی که رسول ملا قلی پور رفتن خود و پر کشیدنش را خبر داده بود .

دغدغه ها و صراحت لهجه او و همین طور سازندگان برنامه مذکور٬ همه ستودنی بود .

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد .

در ضمن باید به دانشجویان قدیمی و دوستان فعلی خودم آقایان مجید پرکار ٬ ایوب شمسی ( که قبلا با چهره او در این وبلاگ آشنا شده اید) و همینطور خانم آلاله مقیم بیگ که از عوامل و دست اندرکاران اصلی ساخت این ویژه برنامه بودند ٬ به خاطر کار بسیار خوب و پر محتواشون تبریک بگم و براشون آرزوی موفقیت های بیشتر رو دارم .

ضمن اینکه دوستان دیگرم آقای محمد رضا وکیلی و خانم آزاده فضلی هم در وبلاگهاشون به رسول ملاقلی پور و فیلم « م مثل مادر » پرداخته اند که خواندن آنها هم خالی از لطف نیست .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 11:50 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

متنی که در زیر میخونین نقدی کارشناسانه است بر مسائل جاری در نحوه ارائه خبر در شبکه های مختلف رسانه ملی . با حمید معبادی و وبلاگشون از طریق همین وبلاگ تا به حال آشنا شده اید . دوست خوبم زحمت کشیدن و با افتادگی تمام مطلب بسیار خوبی رو در قالب کامنت برای من نوشته بودند که حیفم اومد اونو در قالب یک پست به نمایش نگذارم . 

امروزه مقوله خبر و خبررساني فوق العاده تخصصي شده است . اطلاع رساني چنان با تکنولوژي و دانش درهم آميخته شده است که ورود غيرتخصصي به آن نه تنها کارآمد نخواهد بود بلکه مخاطبان اندک را نيز دلزده خواهد کرد. مخاطبان امروزي آگاهي و دانايي شان به اندازه اي رسيده است که رسانه خوب را از بد تشخيص بدهند و درمقابل رسانه هاي ناکارآمد از خود سرسختي نشان دهند. از اين روست که رسانه هاي مهم بين المللي سعي مي کنند براي باقي ماندن در عرصه پيچيده ارتباطات و اطلاعات هميشه به روز و درحال تغيير و صيرورت باشند.
راديو و تلويزيون ما نيز مي بايست از اين قاعده مستثني نباشد. اگرچه به سمت تخصصي شدن در حال حرکت است و ظهور برخي بخش هاي خبري از جمله 20:30 و برخي بخش هاي خبري شبکه خبر نشان از اميد در اين عرصه مي‌دهد، ولي متاسفانه در عرصه اطلاع رساني هنوز مسير زيادي را بايد بپيمائيم. البته در اين راستا شبکه العالم را مي بايست تا حدي متمايز کرد . براي مثال اين شبکه بين المللي که وظيفه اطلاع رساني در ماجراي بازداشت و آزادي ملوانان را در دست داشت به قضاوت دوست و دشمن خوب عمل کرد وحتي حسادت شبکه هاي الجزيره و العربيه را برانگيخت و بي بي سي را با حيرت مواجه کرد . اما شبکه هاي داخلي ما در حوزه خبر هنوز با ايده آل ها فاصله دارند و با انتقادهاي زيادي مواجه است که در ادامه فقط به طورکلي به چهار مورد از آنها اشاره مي شود:
1- ما هنوز در عرصه توليد خبر بسيار عقب هستيم . اين عقب ماندگي البته در حوزه خارجي بيشتر است . بيشتر از آنکه ما به سمت توليد خبر برويم به سمت مونتاژ و ترجمه خبر حرکت کرده ايم که معايب بسياري دارد . با انعکاس خبر ترجمه شده در واقع ايده ها و اهداف کارگزاران رسانه ها که متناسب با جامعه داخلي نيست را به مخاطب منتقل کرده ايم . امروزه مقوله خبر با تحليل چنان عجين شده است که با انعکاس خبر درواقع تحليل هاي پشت آن نيز را به خورد مخاطب داده ايم .
2- گزينش، پردازش و چينش اخبار در بخش هاي خبري ما نيز تخصصي نيست. گزينش خبر متناسب با نياز مخاطب نيست بلکه اين گزينش ها مصلحتي و متناسب با مقولاتي است که ارتباطي با مخاطب ندارد. پردازش خبر نيز تخصصي صورت نمي گيرد. خبري که ترجمه مي شود عيناً منعکس مي شود بدون آنکه دخل و تصرفي مطابق با سلايق مخاطبان در آن داده شود . چينش اخبار نيز از يک هارموني خاص پيروي نمي کند. چينش اخبار مي بايست با توجه به حوصله و آگاهي مخاطب و زمان پخش صورت گيرد . در ساعت 24 زماني که موقع خواب مخاطب است بايد از خبرهاي کوتاه، نرم و همراه با نشاط استفاده شود.
3- گزارش هاي پخش شده در بخش هاي خبري تلويزيون نيز مناسب نيستند . گزارش نوعاً نبايد از 3 يا 4 دقيقه تجاوز کنند . اين درحالي است که برخي گزارش هاي خبري ما بيش از 10 دقيقه طول مي کشد . شات‌ها نيز در گزارش ها مطابق با استانداردهاي جهاني نمي بايست بيش از 3 ثانيه باشد و مرتب بايد درحال تغيير باشند . اين درحالي است که گزارش هاي خبري در تلويزيون اين قاعده را رعايت نمي کنند. در گزارش ها، خود گزارشگر نمي بايست زياد نمايش داده شود اين درحالي است در برخي گزارش هاي خبري ارائه شده از سيما با پخش بيش اندازه گزارشگر مشخص نمي شود که موضوع گزارش خود گزارشگر است يا سوژه ديگري . هر گزارشي معمولاً در حد استاندارد آن مي بايست داراي يک نماي معرف، يک پلاتو، يک يا چند ساندبايت و يک متن باشد . ولي آيا اين قاعده در گزارش هاي تلويزيون ما رعايت مي شود؟ يقيناً در خيلي گزارش ها رعايت نمي شود . در برخي گزارش ها ما با بيش از چند پلاتو مواجهه ايم . برخي گزارش ها گاهاً نماي معرف ندارند و از ساندبايت و نچرال ساند استفاده نمي کنند و...
4- امروزه خبر و تحليل چنان باهم عجين شده اند که مرز ميان آنها قابل تفکيک نيست. امروزه ديگر سخن از خبر "به تنهايي" و تحليل "به تنهايي" نيست بلکه صحبت از "خبرتحليلي" است . خبر با تحليل عجين و درهم تنيده مي شود و بدون آنکه مخاطب متوجه باشد به خوردش مي دهند. ولي جايگاه خبر تحليلي در بخش هاي خبري ما کجاست . پاسخ روشن است . در تلويزيون ما بعد از آنکه خبرها به پايان مي رسد گوينده بخش خبري مي گويد: "اينک به تفسير و تحليل ما توجه کنيد".
اين اعلام خود موجب فرار مخاطب از پاي تلويزيون مي‌شود .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 1:42 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

شعر زیر را سرکار خانم ارغوان اشترانی (شاعر و نویسنده کتابهای کودک) در اختیار من گذاشته اند . از اونجائیکه تصمیم گیری برای اینکه مناسبت واقعی این شعر کدام است به همین دلیل بنده هم ضمن تشکر از ایشون و آرزوی رهائی ملت فلسطین از زنجیرهای ظلم اشغالگران قطعه شعر گل نرگس را امروز که جمعه است ٬ به همه شما تقدیم میکنم .

 

میتونید شعر زیبای گل نرگس را در ادامه مطلب بخونید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 2:18 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

در ادامه مطلب گذشته نظرات دکتر آذری ـ استاد یار گروه علوم ارتباطات دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی و استاد مدعو دانشکده صدا و سیما و دانشکده سینما تئاتر دانشگاه تهران ـ را درمورد سریالهای طنز تلویزیونی به استحضارتون میرسونم . 

حرفه ایها بر سر کار نیستند

... در مورد سریالهای طنز تلویزیونی ٬ معتقدم که حرفه ای ها بر سر کار نیستند . هر وقت آقای رضا عطاران الگوی خود را چارلی چاپلین ٬ هارولد لوید ٬ استنلی لورل ٬ الیور هاردی یا باکستر کیتون قرار داد می تواند کمتر از طنز کلامی و بیشتر از رفتار غیر کلامی برای بهره وری و  تاثیر بر مخاطب استفاده کند .

این اشتباه قبل از رضا عطاران ٬ از مهران مدیری سر زده . به این مفهوم که از تکه کلام های کوتاه به معنای لودگی کلامی بهره برد تا شاید ٬ خنده ای را ایجاد کند حال آنکه این به عنوان نوعی واژه تمسخر آمیز در زبان مردم کوچه و بازار حلوا حلوا شد . یعنی تکرار یک واژه تمسخر آمیز به معنای تائید در جامعه و از جانب مردم نیست .

انتقاد اصلی من به انتخاب افراد نا مناسب برای برنامه های طنز است . حضور دوستان بزرگواری که ممیک صورت آنها با یک انسان کمدین که واجد ممیک خنده داری است ٬ فاصله بسیاری دارد به ضعف برنامه ها بیشتر دامن می زند. به عنوان مثال چشمهای آقای مدیری و یا فک آقای عطاران نمی توانند عناصر خنده داری باشند اما شخصی چون جواد رضویان از عناصر چهره و  کلام یکجا برخوردار است یعنی به طور ژنتیکی برای خنداندن خلق شده است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

   دکتر غلامرضا آذری برخلاف عده ای از دوستان که ظاهرا نقد برنامه های تلویزیونی رو فقط در انتقاد دیده اند و بنابراین در نقد و تحلیل دچار تردید و ی خطا شده اند دوست بسیار خوبم جناب آقای دکتر غلامرضا آذری با ارسال ایمیلی منو مورد لطف خودشون قرار دادن و من هم نظرات این دوست فرهیخته رو در دو پست جداگانه جهت اطلاع شما در این صفحه درج میکنم .

      ما دچار یک سکته خبری شده ایم

دکتر آذری در تحلیل بخش های مختلف خبری معتقد است که در چند ماهه اخیر ما ( صدا وسیما )٬ به طور کلی ٬ دچار یک سکته خبری شده ایم و تمام پوششهای خبری ما بر روی مسئله انرژی هسته ای متمرکز شده اند و مردم از ذائقه خبری دور فتاده اند . به این معنا که مردم به جای دریافت اخباری متعادل و متشکل از خبرهای ترش و شیرین فقط یا اخباری مشوش دریافت میکنند و یا اخباری دلهره آور و ترسناک می شنوند . لذا جهت جلب رضایت و اعتماد مردم و فرار از این وضعیت تلویزیون ( و رادیو ) باید به یک رده بندی متعادل و روزانه دست پیدا کند .

ما حتی در بخش خبری جذابی مثل خبر ۳۰ :۲۰ به اشتباه از محتوا دور افتاده ایم و بیشتر به سمت فرم رفته ایم بدان معنا که یک مجری سعی در قشنگ تر صحبت کردن دارد و دیگری بدنبال اینکه چگونه خبری را جذاب تر بخواند در حالی که نیازهای جامعه ای که در محاصره و مورد هجوم بسیاری از رسانه های بیگانه قرار دارد ٬ فرا تر از اینهاست.

این استاد گرانقدر در ادامه افزوده :البته در مورد پوشش رسانه ای خبر دستگیری ٬ اقامت و آزادی ملوانان انگلیسی من هم با شما موافقم . در این مورد رسانه ما به خوبی عمل کرده و این هم بدلیل دادن هزینه هائی در گذشته و در مواردی چون مسائل زندان گوانتانامو ٬ افغانستان و یا اشغال عراق بوده که این سعی و خطاها منجر به تجربه اندوزی شده است . کسب تجربه امکان گرفتن یک تصمیم خوب و تولید برنامه ای خوب را در پی داشته که در مسئله جنگ ۳۳ روزه لبنان و در نهایت دستگیری سربازان انگلیسی نمود پیدا کرد. در واقع ایران با استفاده از تبلیغات خاکستری به طرف مقابل و رقبای خود تفهیم کرد که به تمامی جنبه های رفتاری آنها توجه دارد . ما با نمایش تصاویری از گوشه هائی از زمان اقامت دستگیر شدگان مثل بازی های گروهی و دوستانه پینگ پنگ ٬ شطرنج و ... ضمن رد تمامی ادعای رسانه های انگلیسی این نکته را روشن کردیم که برای ادعاهای دیگر آنها نیز پاسخی در چنته خواهیم داشت .

ادامه این مطلب را در پست بعدی بخوانید ....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 1:6 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

دستیابی اولین و تنها کشور و حکومت شیعی جهان به تکنولوژی تولید صنعتی سوخت هسته ای را به همه شما ایرنیان تبریک عرض میکنم .

.

.

.

در خون من غرور نياكان نهفته است
خشم و ستيز رستم دستان نهفته است

در تنگناي سينه حسرت كشيده‏ام
گهواره بصيرت مردان نهفته است

خاك مرا جزيره خشكي گمان مبر
درياي بي‏كران و خروشان نهفته است

خالي دل مرا تو ز تاب و توان مدان
شير ژيان ميان نيستان نهفته است
.
.
.

ایران  یعنی  تمام وابستگیهای یک ایرانی

پ . ن :شعر از"اسكندر ختلاني"است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 11:29 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

در مورد دو پست قبلی کامنتی از جناب آقای یحیائی دریافت کردم که براساس اخلاق رسانه ای باید حتما به رویت شما میرسید به همین دلیل تائیدش کردم اما گرچه تا حدی پاسخ برایم روشنه و حتی در همون ابتدای مطالب آقای داودی هم به عاریه گرفتن بخشی از مطالب اشاره شده اما باز هم منتظر پاسخ دوست خوبم آقای علیرضا داوودی هم هستم تا اون رو هم اینجا درجش کنم تا مسئله برای همه روشن تر بشه.

 

پاسخ آقای داودی در بخش کامنت ها جهت اطلاع علاقمندان به نمایش در آمده است .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 10:20 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

زمان برگزاری امتحانات ILETS وزارت علوم ٬ تحقیقات و فن آوری اعلام شد .

لزم به ذکر است که امسال ۱۶ دوره امتحانی برگزار خواهد گردید.

برای دیدن جدول زمانبندی این امتحانات به ادامه مطلب سر بزنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی 

قبل از اینکه بخوام مطالب خودمو شروع کنم میخواستم توجه شما رو به سلسله مطالبی که دوست خوب و اندیشمندم علیرضا داودی تحت عنوان مدیریت بحران و رسانه در چند پست اخیرش ارائه کرده ٬ جلب کنم . واقعیت اینه که در چند هفته اخیر حرکت رسانه ملی ما و بویژه شبکه های برون مرزی صدا و سیما در این خصوص بسیار قوی تر از گذشته عمل کرده اند

:: چندی است که مطالعاتی را بر روی عملکرد رسانه ها بر روی خلق ، ادامه و مدیریت بحران ها در موضوعات و زوایای گوناگون آغاز کرده ام . قطعا نخستین نفر یا آخرین نفری نخواهم بود که این قبیل پژوهش ها را انجام می دهم اما مایلم متفاوت ازآنچه که امروزه متداول است عمل کنم. بیشترین تکیه موضوع را بر روی مطالعات مقایسه ای گذاشته ام که میان ۴ کشور آمریکا،انگلیس ، فرانسه و ایران صورت خواهد پذیرفت. این موضوع نیاز به مقدمه و موخره های زیادی دارد که بخشی از آن ها عاریه ای است از زحمات دیگران و بخش زیادی از آن هم نتیجه پژوهش های خودم.:: 

 به بيان مك كارتي ،‌ هدف اصلي مديريت بحران ،‌ دستيابي به راه حلي

به بيان مك كارتي ،‌ هدف اصلي مديريت بحران ،‌ دستيابي به راه حلي معقول براي برطرف كردن شرايط غيرعادي به گونه اي است كه منافع و ارزش هاي اساسي ،‌ حفظ و تأمين گردند . اين هدف در برگيرنده سياست جاري است نو از طريق فرايندهاي اجبار و انطباق پيگيري مي شود تا ،‌ در نهايت ،‌ به گرفتن بيش ترين امتيازات ممكن از دشمن بيانجامد و موقعيت و جايگاه خودي ،‌تا حد امكان ،‌ بدون هر گونه تزلزلي حفظ گردد.
مديريت بحران هم شامل هدف مثبت يا سنتي حفظ اهداف ملي است و هم شامل هدف منفي. ...

برای خوندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید در عین حال که مطالعه مطلب دوستان عزیزم حمید معبادی تحت عنوان سناريوسازي در رسانه‌هاي بين المللي و علی اکبر هراتی با عنوان تاکتيک‌هاي جنگ رواني بي بي سي درباره بازداشت نظاميان انگليسي  نیز در همین زمینه مکمل های بسیار خوبی هستند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 10:58 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی 

     

با به پایان رسیدن تعطیلات رسمی و غیر رسمی نوروزی بسیاری از ویژه برنامه های شبکه های مختلف صدا و سیما نیز به پایان رسیدند . فیلمها ٬ سریالها ٬ تحلیل ها و تفسیرهای مختلف ٬ مسابقات متنوع حضوری و یا تلفنی ٬ برنامه های رنگارنگی که در چند شبکه و ویژه کودکان و نوجوانان تهیه شده بود٬ حتی آگهی های تبلیغاتی که در این ایام از تلویزیون پخش میشد و از همه مهمتر بخشهای مختلف خبری- که در هفته اول سال جدید تنها رسانه داخلی بودند که عموم مردم برای دریافت خبردر دسترس داشتند- همه و همه سوژه های خوبی برای نقد و بررسی همه افراد و بویژه علاقمندان و دست اندرکاران علوم ارتباطت اجتماعی بودند و هستند .

چرائیها ٬ محتوا (اعم از کلامی و غیر کلامی )٬ مخاطب ٬ زمان و مکان پخش ( چه ساعتی و  چه شبکه ای ) و عوامل اجرا نیز پارامترهائی هستند که در خصوص هر کدام از موضوعات بالا به صورت جداگانه و یا تطبیقی میتوانند بحثی را شکل دهند .

من در این هفته در چند پست جداگانه به این بحث خواهم پرداخت ضمن اینکه دو بحث پیشنهادی گذشته را هم به یک جمع بندی میرسونم بنابراین از دوستانی که مطلبی در مورد نکته مطرح شده در خصوص فیلم م مثل مادر و یا مسائل جوانان جامعه ما و راه حلهائی جهت بهتر شدن وضعیت به ویژه با بهرمندی از رسانه و یا حرکت های فرهنگی دارند تقاضا میکنم که این مطالب را هرچه زودتر مطرح کنند و در نهایت از همه شما دعوت میکنم که در نقد و بررسی برنامه های رسانه ملی ٬ در ایام نوروزی ٬ که بسیار گسترده و متنوع هم بود حضوری فعال داشته باشید .

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

به یاد کلاسهای گرافیک مطبوعاتی و برای این کلاسها در این ترم یک سوال مطرح میکنم به نظر شما تصویر زیر برای کدام جمله مناسب تر است ؟                       

                           

  • تملق غذاي ابلهان است ( ويليام شكسپير )

  •  باور داشتن ، قوي بودن است . شك و ترديد انرژي را زايل مي سازد. عقيده قدرت است (ويليام رابرتسن) 
  • بزرگترين درس زندگي اينست كه گاهي ابلهان درست مي گويند ( وينستون چرچيل )
  • حقيقت را دوست بدار اما اشتباه را عفو كن (ولتر)
  • خرابكاري يك مملكت از دو چيز است : اول نداشتن مردمان دانا و لايق ، دوم نبودن آنها در راس امور مملكت  (ولتر)
  •  وجود نيروي تخيل يك عنصر اساسي در نوابغ است  (شوپنهاور)

راستی اگر فکر کردید که جمله ای مناسب تر از این جملات برای این تصویر سراغ دارید قطعا از خوندنش لذت خواهم برد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 8:53 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

میخواستم در پایان این تعطیلات ادامه مطلبمو در مورد شهر تعطیل ٬ شهروند ... بنویسم اما دیدم که محمد رضا وکیلی در دو پست گذشته خودش اقدام به معرفی کتاب جوانان و مناسبات نسلی و نوشتن چکیده ای از بخشهائی از اون کرده و در نهایت راهکارهائی رو هم جهت بهبود وضعیت جوانان ارائه داده . این حرکت محمد رضا تقریب بدون نقص انجام شده و قدرت قلم اون بسیار عالیه به همین دلیل به نظر من موضوع بحث جدید ما بررسی نوشته محمد رضا میتونه باشه موضوعی که مطمئنم دغدغه همه شما نیز هست


 

سلام بر دوستان

 

الوعده وفا .. قرار بود قسمتهایی از کتاب جوانان و مناسبات نسلی که در آن نظرات اساتید ایرانی، در قالب مصاحبه مطرح شده را با شما در میان بگذارم ... از نیمه نخست کتاب، ترجیح دادم قسمتهایی از مصاحبه دکتر مرتضی منطقی (عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت معلم) که پژوهشهای بسیاری درباره مسایل جوانان انجام داده است را به صورت خلاصه ارائه کنم ... همچنان مصرم که این کتاب را تهیه کرده و مطالعه نمایید ...

 

 

 

 

 

 

ادامه این مطلبو در وبلاگ کنش های فرهنگی هنری بخونید و لطفا شما هم در وبلاگتون و یا همین صفحه نظراتتونو بگید. من هم ادامه بحثمو میذارم برای یکی دو پست دیگه تا با کمک شما کاملتر بشه .

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

           

                      آغاز هفته وحدت در ابتدای سال اتحاد ملی انسجام اسلامی مبارک باد

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 7:14 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی 

با تشکر از همه دوستانی که در مورد فیلم م مثل مادر نظراتشونو دادن یحیی در یک نامه الکترونیک نظرشو درباره حس مادری سپیده ( نقش اول داستان فیلم م مثل مادر ) ارسال کرده که من ترجیح میدم بخشی از اونو اینجا برای شما درج کنم و دعوتتون کنم که بقیه متنو در وبلاگ خودش بخونید.

"ر" مثل رفيق بي كلك ؛مادر

فيلم "ميم مثل مادر "آخرين ساخته مرحوم ملاقلي پور از معدود فيلم هاي احساسي و عاشقانه موفق بود كه به هيچ وجه گيشه اي نبود و نگاه تازه اي به عشق داشت.

عشق مادر به فرزند.

همه ما هميشه حس فرزندي را احساس كرديم.اما هيچ وقت حس مادر رو حداقل بنده نخواهم توانست تجربه كنم.اما با ديدن اين فيلم خيلي به اين حس نزديك شدم.حسي كه چون ما در پوسته جايگاه فرزندي هستيم خيلي سخت براي ما ملموس خواهد شد.مگر اين كه از اين پوسته گريزي بزنيم.كه ملاقلي پور اين گريز را زد.

اما سپيده ،مادر سعيد دختري خودخواه بود يا مادري دلسوز؟

.... 

یحیی در وبلاگ مفتی مینویسه .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 6:46 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

همونطور که میدونید من اکثر کلاسهامو در ابتدای ترم با ترغیب دانشجویان به نوشتن در مورد خودشون شروع میکنم . پاسخ به این سوال که من دانشجو کیستم؟ تلاشی است برای کمک به دوستان جوانم تا کمی دقیق تر به خودشون بویژه در جایگاه دانشجوئی بیندیشن و به تعریف دقیقتری از این جایگاه برسن . به هرحال نکته مهم اینه که در هر ارتباطی اولین سوالی که مطرح میشه در مورد همین تعریف از خوده. در همین راستا چندی پیش به مطلبی در یکی از وبلاگها که توسط دکتر فاضلی نوشته میشه برخورد کردم که به نظرم بسیار مفید بود و فکر کردم که درج اون در این صفحه هم خالی از لطف نیست . گرچه میتوان در خصوص بعضی از واژه ها بحث بیشتری کرد اما در کل این مقاله آموزنده و پر محتواست .

انسان آکادمیک

 

 

یکی از کارکردهای دانشگاه تربیت انسان دانشگاهی است. من بر اساس تجربه و همچنین بر اساس برخی بررسی های تجربی موجود یکی از مهمترین مشکلات نظام دانشگاهی در ایران را ناتوانی آن در تربیت انسان دانشگاهی می دانم.   

 

مدارک و مدارج دانشگاهی بصورت ایده آل نه تنها گواهینامه هایی دال بر نوع دانش و میزان تخصص دانش آموختگان، بلکه مهمتر از آن معرف مجموعه مهارت ها، بینش ها، طرز تفکر، نوع گرایش ها و جهت گیری های فرد دانش آموخته است. آنچه به مدارک تحصیلی دانشگاه اعتبار و منزلت اجتماعی می دهد، این معنای ضمنی مستتر در این مدارک است که دارند مدرک در نهاد مدرن مولد دانش و اشاعه دهنده ارزش های نوین امروزی مجموعه ای از ارزش ها، باورها و هنجارها را آموخته و درونی کرده است. و این مفروض فرهنگی همچنین وجود دارد که نهاد دانشگاه با کلیت نظام اجتماعی و فرهنگ مدرن هماهنگی دارد و آنچه افراد در آن می آموزند و ممارست می کنند با نیازها و کلیت ارزش های جامعه امروز تناسب و همسویی دارد.  از اینرو فرد دانش آموخته با توجه میزان و مدت تحصیلات و آموزش هایش صاحب صلاخیت و دارای مشروعیت برای بیان حرف های جدی و اظهار نظرهای مهم در زمینه های مختلف متناسب با حوزه صلاحیتش است. این صلاحیت و مشروعیت که دانش آموخته دانشگاهی بدست می آورد برخواسته از این باور است که دانشگاه قادر است اعضاء خود را در چارچوب خاصی تربیت کند و آنها را به انسان آکادمیک تبدیل سازد.

 

اما انسان آکادمیک یا دانشگاهی کیست؟ ....

 

شما میتوانید متن کامل را در ادامه مطلب بخونید

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی 


مراقب احساست باش آنها به افکار تبدیل می شوند

مراقب افکارت باش آنها به گفتار تبدیل می شوند

مراقب گفتارت باش آنها به کردار تبدیل می شوند

مراقب کردارت باش آنها به عادات تبدیل می شوند

مراقب عاداتت باش آنها به شخصیت تبدیل می شوند

مراقب شخصیتت باش آنها سرنوشت تو را رقم می زنند

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 9:20 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی 

اراده و امید، قدرتمندترین صلاح بشریت-از وبلاگ در انتظار به رنگ ارغوان


داشتم یكی از روزنامه ها سوئدی رو میخوندم كه این عكس منو بخودش جذب كرد. تیتر درشتی نوشته بود: او نیمی از بدنش را از دست داد! پنگ لین ۴۳ ساله از چین در تصادفی با یك كامیون به میله ای آهنی فشار داده میشه. هیچكدوم از شاهدین فكر نمیكردن كه پنگ تونسته باشه بعد این تصادف زنده مونده باشه. نیمتنه پایین پنگ بریده شده و او در حال خون ریزی شدیدی بود. اما بخاطر كمك سریع مامورین كمك ها اضطراری و یك تیم ۲۰ نفری پزشكی و متخصصین او جان سالم بدر برد. پنگ ۱۶۷ سانتیمتری اكنون ۷۸سانتیمتر قد دارد. در دوران بهبود در بیمارستان شنزن پنگ از خود اراده بسیاری نشان داده. بعد تصادف كه در سال ۲۰۰۵ رخ داد، او به كمك همسرش و پسرش شروع كرد به تمرینات بالانس با دستانش. هدف او اكنون باز كردن مغازه مواد غذایی همراه با همسرش میباشد. ولی اول تصمیم به ساختن صندلی چرخ داری هست كه بتونه ازش براهتی استفاده بكند. در حالی كه تمامی پولش برا خرج و مخارج بیمارستان و درمانش استفاده شده. اما پنگ میگوید: من جا نخواهم زد. این تولد دوم من است.
پ.ن: این رو كه خوندم فقط میتونستم بگم خداوندا! جدی اراده انسان كه چه كارها نمیكنه! یعنی این همه اراده، پشتكار و امید از كجا میاد؟! از كجا میارن؟! یعنی تو همه آدما دنیا اینجور اراده وجود داره؟! نمیدونم اما هستن اونهایی كه دارند نمونه هاش رو چه در اطرافیان میشه پیدا كرد چه در خبرها. به خودم: تا امید هست و اراده كار نشد نداره
 
من معذرت میخوام که این پست و تصویرو گذاشتم اما باور کنید اهداف زیادی داشتم یکیشم در ادامه پست قبلی یعنی پرداختن به فیلم م مثل مادره. ( چیزی که انگار با یک سوء تفاهم از سوی دوستان روبرو شده و هنوز دارن در مورد فیلم ۳۰۰ صحبت میکنند)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 6:27 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی 

موضوع بحث جدید

با ابتکار عمل یکی از دوستانتون یعنی چکاوک در وبلاگش با نام  روتیتر که به آخرین فیلم مرحوم ملافلی پور٬ میم مثل مادر پرداخته پیشنهاد میکنم که همه دوستان علاقمند پس از دیدن این فیلم و خواندن مطلب ایشون نظراتشونو در وبلاگ هاشون و یا وبلاگ من ارائه کنند .

 

البته در صورت استقبال شما میشه کم کم مبحثی رو در مورد چگونگی نقد فیلم شروع کرد .

به نظر من لزوم پرداختن به این مسئله اون هم در بین افرادی که از کارشناسان علوم ارتباطات ٬ مدیریت فرهنگی ٬ هنرهای نمایشی و حتی کارشناسان علوم سیاسی هستند ٬ در جهان معاصر و تحت تاثیر رسانه ای حال حاضر ما ٬ کاملا عیانه.

در ضمن تا خیلی دیر نشده نظر شما رو به مطلبی که دوست عزیزم علیرضا داودی در مورد فیلم ۳۰۰ در وبش قرر داده نیز جلب میکنم .

ديدگاه من درباره فیلم سیصد و نقدهايی که ديگران به آن زده اند.....

درباره فیلم ۳۰۰ مطالب زیادی را این روزها در شبکه و جاهای دیگر و به نقل از دوستان شنیدم تا اینکه خود فیلم را به دو زیان دیدم تا بتوانم تصویری صحیح از این اثر داشته باشم.

کلیات زیادی را گفته اند و اکثرا هم در پیوند بین برخی اطلاعات کلیشه ای و آمارهای کتابی و کلمات زیبا این فیلم را نقد کرده اندکه به نظرم اصلا صحیح و به جا نیست . برای اینکه ندیدم کسی تحلیل محتوای تصویری این اثر را داشته باشد.اما قبل از اینکه به این موضوع بپردازم ۴ نکته بسیار جالب را یادآوری می کنم:

۱) برای چندمین بار هالیوود توانست اثری را تولید کند تمام ملیت ها و قومیت ها و کشورهای دنیا را وادار به نشان دادن عکس العمل نماید که برای چندمین بار قدرت رسانه واقعی در دنیا را بشناساند.

۲) کلیه نقادان و کارشناسان را واراد به نقد و بررسی پیرامون اثری بکند که به لحاظ محتوا و درونمایه اسنادی و استنادی بعدا خودش آن را تکذیب کرد.


۳) توانست برای چندمین بار به موضوع اسلام و ایران از زاویه ای نگاه کند که خیلی از مسلمانان ایرانی یا ایرانیان مسلمان وادار به کنکاش درباره صحت یا عدم صحت واقعه ای شوند که بخشی از تاریخ خودشان محسوب میشده و خبری از آن نداشتند.

۴)و نهایتا آنکه مثل دیگر بازی های رسانه ای قدرت تولید کنندگی خودش را به رخ مصرف گرا بودن ما بکشد.

برای خوندن ادامه متن میتونید اینجا رو کلیک کنید . من مطمئنم که خالی از لطف نیست .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 6:9 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

یک خبر مهم

لطفا توجه داشته باشید که با هماهنگی به عمل آمده با مسولین

دانشگاهها ( سوره و آزاد )هیچ کدوم از کلاسهای من قبل از ۱۷ 

فروردین برگزار نخواهد شد

از همه کسانیکه میتونن به بقیه اطلاع بدن خواهش میکنم که اونهارو هم در جریان بگذارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 12:56 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی 

من خدا رو شکر میکنم که دوستانی بسیار خوب و با محبت دارم که اینقدر به من لطف دارن و در سرزمینی زندگی میکنم که با تمام وجود بهش افتخار میکنم و عشق میورزم  . ضمن تشکر از همه کسانیکه در این مدت به من لطف داشتند٬ مطلب زیر را که یکی از دوستان برام فرستاده بود به عنوان حسن مطلعی برای مطالب سال جدید تقدیمتون میکنم و فکر میکنم که ازین پس هر روز با پستی جدید پذیرای شما و نظراتتون باشم :


خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم اين يعني او زنده و سالم 
در كنار من خوابيده است.

I am thankful for the husband who snorer all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me 
 
خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است 
ودر خيابانها پرسه نمي زند.

I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street
 
خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي
دارم و بيكار نيستم.
I am thankful for the taxes that I pay, because it means that I am employed.
 
خدا را شكر كه بايد ريخت و پاش هاي بعد از مهماني را جمع كنم. اين يعني در ميان دوستانم
بوده ام.
I am thankful for the mess to clean after a party, because it means that I have been surrounded by friends.
 
خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي
براي خوردن دارم.

I am thankful for the clothes that a fit a little too snag, because it means I have enough to eat.
 
خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن
را دارم.

I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard.
 
خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي
دارم.

I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning, because it means I have a home.
 
خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني
هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.

I am thankful for the parking spot I find at the far end of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation 
 
خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن
دارم.

I am thankful for the noise I have to bear from neighbors, because it means that I can hear.
 
خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن
دارم.
I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear.
 
خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.
I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive.
 
خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.

I am thankful for being sick once in a while, because it reminds me that I am healthy most of the time.
 
خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.

 I am thankful for the becoming broke on shopping for New Year, because it means I have beloved ones to buy gifts for
 
خدارا شكر...خدا را شكر...خدا را شکر

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  |