تبليغاتX
باید به خورشید پیوست

باید به خورشید پیوست

تلاشی برای مثبت اندیشی و حرکت

شاد ماندن به هنگامی که انسان در گیر و دار کارهای ملال آور و پرمسئولیت است، هنر کوچکی نیست.

                                                                                                      نیچه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 10:2 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی 

دیروز توفیق اینو داشتم که به تماشای دو تئاتر که با انگیزه فرارسیدن ایام فاطمیه تهیه و به اجرا در آمده بودند بروم . نمایش «هزاره های آه» با کارگردانی علی اصغر راسخ راد و براساس کتاب «کشتی پهلو گرفته» نوشته سید مهدی شجاعی و «نگاهی به آن سوی پنجره» نوشته حمید حرا و با کارگردانی علی حاج ملاعلی .
اولی را در تماشاخانه مهر در حوزه هنری و دومی را در تالار سنگلج به روی صحنه برده اند. موضوع هر دو به نظر یکی است و انگیزه تولید و اجرای آنها هم همینطور٬ اما در واقع ما با دو رویکرد بسیار متفاوت روبروئیم که این موضوع٬ حتی در ترکیب و بازخورد تماشاچیان این دو تئاتر به وضوح دیده میشود.
می خواستم نقدی بر هر دوی این دو نمایش بنویسم اما از آنجائیکه هنوز هر دوی اینها بر روی صحنه اند و در حال اجرا٬ بهتر دیدم که شما رو هم به تماشای آنها دعوت کنم و بعد با کمک شما به نقد آنها بپردازم.
نکته قابل توجه اینکه٬ اگر تمایل داشته باشید میتونید هر دوی آنها را در یک روز به نظاره بنشینید چرا که اولی راس ساعت ۱۸.۳۰ شروع شده و تا ۱۹.۳۰ ادامه دارد و دومی نیم ساعت بعد و در مکانی نزدیک به محل برگزاری اولی٬ راس ساعت ۲۰ به اجرا در می آید .
علاقمندان به تحلیل نشانه شناسانه و حتی افرادی که علاقمند به تحلیل محتوا و فرم تئاتر هستند٬ در هر دوی این نمایشها نمونه های بسیار خوبی از ارتباطات کلامی و غیر کلامی خواهند یافت.
در اینجا لازمه که به این نکته اشارهکنم که گرچه در دو پست قبلی از شما دعوت به مطالعه مطلب دوست خوبم آقای مهدی عاقل حقیقی کردم اما باید اظهار کنم که بر خلاف ایشون من معتقدم که هر اثر هنری را در صورت امکان٬ باید با نگاهی کارشناسانه دید و به ویژه در مورد آثاری که داعیه هنر دینی را یدک میکشند این نگاه هر چقدر موشکافانه تر باشد به تعالی هنر ملی و فرهنگیمان و حتی پرهیز از اشتباهات تاریخی و یا فکری دینی٬ که به واسطه حضور در قالبهای هنری میتوانند بسیار خطرناک هم باشند٬ کمک بیشتری خواهد نمود. البته در همین مورد دوست بسیار فعال ما٬ ارغوان اشترانی٬ هم مطلب بسیار خوبی نوشته که قابل توجه است.

در انتها از خانم سدره شاکری ( از بازیگران نمایش هزاره های آه ) و آقای مهدی مشرف بهی زاد ( بازیگر و دستیار کارگردان نمایش نگاهی به آن سوی پنجره ) هم بابت لطفی که به من داشتند تشکر میکنم و ضمن تقدیر از هنرمندیشان و آرزوی موفقیت هر چه بیشتر ایشان٬ خرسندی و شادمانیم را از دیدن دو دانشجوی رشته مدیریت فرهنگی- هنری در متن فعالیت های فرهنگی و هنری اعلام میکنم و امیدوارم که اینگونه فعالیت ها توشه خوبی برای تلاشهای تخصصیشان در آینده باشد.

پ.ن:
۱-
براساس هماهنگی های انجام شده به زودی متن گفتگوئی که با عوامل دو نمایش مذکور انجام خواهم داد را به همراه تصاویری به شما تقدیم خواهم کرد.
۲- برای تماشای نمایش هزاره های آه تا ۵ تیر فرصت دارید اما نمایش نگاهی به آن سوی پنجره تنها تا آخر این هفته به اجرا در خواهد آمد.
۳- در صورتیکه دانشجویانم در کلاس مبانی ارتباطات رشته نمایش٬ نقدی بر اساس آموخته هایشان در کلاس بر هر کدوم از این نمایشها بنویسند تا ۲ نمره به نمره امتحانشاون اضافه خواهم کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 9:32 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

شاید بشه گلی را پرپر کرد اما خاطره عطرش همیشه در اذهان باقیست

فرا رسیدن سالروز شهادت دخت نبی گرامی اسلام (ص)٬ عروس فاطمه٬ ام ابیها٬ زهرای اطهر (س) و همینطور درگذشت ایت اله فاضل لنکرانی آز مراجع تقلید و دکتر قالیبافان از اساتید دانشکده فنی دانشگاه تهران را تسلیت میگویم .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 2:7 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی 

نظرتون راجع به این جمله چیه ؟

اول خودت بعدا خدا !

 

البته می خوام شما رو به مطالعه مطالب این وبلاگ هم دعوت کنم که در مورد تئاتر و محیط های تئاتری در ایرانه و زیاد هم به سوال بالا مرتبط نیست و من فکر میکنم که تا کنون در عرصه نقد تئاتر و فضای هنری ما جای اینجور مباحث بسیار خالی بوده.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 0:18 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

باز هم یک ترم دیگر گذشت و با احساسی غریب روبرو شدم . کسانی را که چهار- پنج ماه عاشقانه به شوق دیدارشان و در آرزوی خدمت به آنها مسیرها را طی میکنم و ساعت ها را به احترام آنها به مطالعه می پردازم باید به خدا بسپارم و با آرزوی شنیدن و دیدن موفقیتشان دل را به آینده خوش کنم.
در حالیکه هفته گذشته کلاسهای گرافیک مطبوعاتی  در رشته روزنامه نگاری دانشگاه آزاد دماوند به پایان رسیده بود٬ دیروز با لذتی شگرف کلاسهای آشنائی با مراکز خبری ، فرهنگی و تبلیغی بین المللی در رشته مدیریت فرهنگی - هنری و مبانی ارتباطات در رشته نمایش دانشگاه سوره را به پایان بردم .
حس عجیبی بود ...
تماشای این همه جوان برومند که شاهد قد کشیدنشان در طول ترم بودم لحظات را برایم وصف ناپذیر کرده بود . آخرین ساعات روز و این ترم تحصیلی با شنیدن مقالات و نقطه نظرات دانشجویان ، در سطحی فراتر از انتظارم گذشت . کلاسی که می بایست از ساعت 1 شروع میشد و در ساعت ۵/۲ به اتمام میرسید تا ساعت ۵/۶ و بدون وقفه ادامه پیدا کرد و در یک همکاری جمعی و فضائی بی نهایت صمیمی و همدل به پیش رفت .
تمام خستگی یک ترم تلاش از تن من ( و به گمانم دانشجویان عزیزم ) به در رفت .
به لطف آنها من لحظاتی را پای صحبتهای خودم نشستم . یکی ازدوستان هنرمندم ، که وصف قدرت بازیگریش را شنیده بودم ، چند دقیقه ای به بازی نقش من پرداخت و به راستی که صمیمانه و دوست داشتنی بود .جاتون خالی کلی خندیدیم.
یکی از ماندگارترین خاطراتم حضور یکی از دانشجویانم به همراه فرزندش در کلاسهای این ترمم خواهد بود . این خانم محترم نمونه ای آموختنی از همت بالا و عشق به آموختن و تجسمی از عشق بی مثال مادرانه بود که تاثیری شگرف بر من داشت .
به هر حال گفتنی های زیادی در مورد کلاس همایش گونه دیروز در بین دانشجویان تئاتر دارم که به همین مقدار بسنده میکنم و برای همه دانشجویان عزیزم آرزوی موفقیت و شادکامی دارم .
راستی بعد از کلاس موفق به تماشای قسمتهائی از نمایش عروسکی یکی از دانشجویانم شدم که از سطح قابل قبولی برخوردار بود . به غیر از اجرای خوب گروه ، نکته جذاب این نمایش برای من متن انتخابی آن بود . رمان اسکار و بانوی گلی پوش که چندی قبل در این وبلاگ هم در موردش نوشته بودیم.( اینجا و اینجا )

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

 

 کامنتی که از طرف خانم فضلی دریافت کردم رو بهانه ای مناسب دیدم برای معرفی یک نویسنده و کتابهاش و بویژه کتاب خوندنی مائده های زمینی . امیدوارم که برای شما هم جالب باشه و انگیزه ای برای مطالعه این کتاب البته اگر تا بحال اونو نخونده اید.

                           
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

در متون ارتباطی سطوح ارتباط را به درون فردی ٬ میان فردی ٬ گروهی و جمعی دسته بندی می کنند اما یک سطح از ارتباط هست که در این دسته بندی به آن اشاره نشده و شاید از حیطه علم ارتباطات با نگاهی پوزیتیویستی و یا مادیگرایانه خارج باشه و اون هم ارتباط با خداست . به نظر شما این نوع ارتباط را در کدام سطح باید قرار داد؟ ارتباط خدا با بندگان برگزیده اش رو چطور ؟
.
.
.

باز هم متنی دیگر از یک دوست دیگه . متنی که از خوندنش بسیار لذت بردم و می خواستم شما رو هم به لطف این دوست در این تجربه شریک کنم . از او هم که باز نخواسته که نامش رو در این صفحه درج کنم متشکرم.


يک "email "از طرف خدا ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 0:30 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

آیا تا به حال کتابهای کوچک و جیبی مترو را خوندین . به نظر من که اتفاقی جالب و منحصر به فردن .

 

بعدا در اینباره بیشتر مینویسم ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 8:0 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

دوستی این داستان کوتاه را برای من فرستاده و از من خواست که اگر ونو در وبلاگم گذاشتم نام نویسنده را ذکر نکنم . من هم ضمن تشکر از او و با احترام به خواستش شما رو به خوندن این مطلب تامل برانگیز دعوت میکنم

                                    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

آخرین مهلت کلیه دانشجویانم در رشته مدیریت فرهنگی هنری جهت ارسال فایل تحقیقاتشون فردا -پنج شنبه ۱۷ خرداد - میباشد .
لطفا به کلیه دوستانتون خبر بدهید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

همایش تخصصی تئاتر به مثابه یک ارتباط

سه شنبه هفته آینده کلاس مبانی ارتیاط جمعی گروه نمایش به صورت یک همایش تخصصی دانشجوئی با ارائه مقالات دانشجویان عزیزم در سالن اجتماعات دانشگاه سوره برگزار خواهد شد . در این همایش که از ساعت ۱۳ سه شنبه ۲۲ ماه جاری آغاز خواهد شد٬ مقالاتی تحت عناوین :« فرستنده در تئاتر کیست؟» ، «فرستنده در تله نئاتر کیست؟» ، «تفاوت و ویژگی های کانال در تئاتر صحنه و تله تئاتر» و «چگونه می توان سطح دریافت مخاطب تئاتر را بالا برد؟» ارائه می گردد.

دانشجویان عزیز رشته نمایش حتما ادامه مطلب را بخوانند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 4:8 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

در ادامه مطلب نمونه سوالات امتحانی را برای دانشجویان عزیزم در رشته نمایش با توضیحی در مورد نحوه امتحان گذاشته ام .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 3:37 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

                           

 

1- من زشتم اما میتونم با پولم زیباترین زنان را برای خود بخرم پس من زشت نیستم !

2- روزی به دلایلی در یک سالن مرغداری به تماشای جوجه های زرد و کوچک نشسته بودم که به ناگاه دستگاه تغذیه اتوماتیک آنجا به کار افتاد و از آنجائیکه جوجه های بیچاره به صدای آن شرطی شده بودند، در چشم به هم زدنی، به سوی ریلهای حاوی غذای لذیذ حمله ور شدند. با دیدن بیش از هفت هزار جوجه مشتاق و گرسنه که با ولع تمام و با تلاشی عجیب و حتی به نوعی کور به سمت غذا یورش برده بودند بسیار شگفت زده شدم و ناگهان سوالاتی در ذهنم طرح شد که : چه جالب؟! اینا با هر لقمه ای که میخورن قدمی به مرگ نزدیک تر میشن (چرا که در مرغداریهای گوشتی رسیدن جوجه ها به یک حد خاص به معنی اتمام پروژه و انتظار بازاره) پس چه تلاش احمقانه ای ! مسابقه ای برای مردن؟! ... وه! چه عجیب! اینجا چقدر شبیه جامعه ما آدماست! برای بدست آوردن لقمه ای غذا ببین چه جوری اینا از روی سر وکله هم بالا میرن! ببین اون یکی ایستاده روی دیگری تا به غذای بیشتری برسه و در جائی دیگه یکی از جوجه ها غذارو از جلوی هم نوع خودش، با حرصی وصف نشدنی، کشید و خورد ... انگار اینا هم آدم شدن! سر هم کلاه میذارن، در حق هم اجحاف میکنن، در یک کورس منتهی به تباهی با اشتیاق کامل شرکت میکنن و همه فکرشون اینه که الانو عشق است! و از بد روزگار ضعیف ترها محکوم به فنا هستن!

و آخرین سوالی که از خودم پرسیدم این بود که راستی تفاوت بین فربه شدن با رشد چیه؟

3- بزرگان دینی ما معتقدن که هیچ کاخی بنا نمیشه مگر اینکه کوخهائی ویران بشن.

 

راستی فرق بین فربه شدن با رشد چیه؟

 

پ.ن: اولین جمله منسوب به کارل مارکسه در توصیف نظام سرمایه داری٬ دومین پاراگرف تجربه ای واقعی است که برای خودم در سال ۱۳۷۴ اتفاق افتاده و با همین کیفیتی که توضیح دادم و در نهایت ٬ سومین جمله منسوب به حضرت علی (ع) است .

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 10:42 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

 

به نظر شما چرا سریال جواهری در قصر با اقبال عمومی روبرو شده و ۸۵٪ بینندگان را به خود اختصاص داده است ؟آیا این سریال آموزنده است ؟ مفرح و سرگرم کننده است ؟ از بازی های درخشانی بهره مند است ؟ کارگردانی و فیلمبرداری سطح بالا و دلنشینی دارد ؟ آیا به نیازهای پنهانی در ذهن مخاطبین خود پاسخ میدهد ؟ ساعت و کانال مناسبی برای پخش این سریال انتخاب شده و در نتیجه در جذب مخاطب موفق است ؟ و ( بنا به پیشنهاد آفتابگردون عزیز ) چرا باید بعضی از مخاطبین آنچنان تحت تاثیر این سریال قرار بگیرند که عاشق نقش اول زن آن یعنی یانگوم شوند ؟ ( البته بر اساس شنیده های من این پدیده تا حد زیادی به چشم میخورد )

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 5:57 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

دانشجویان عزیز مطلع باشند با توجه به فرارسیدن روزهای پایانی سال و جهت تکمیل مباحث برنامه های کلاسهای جبرانی من در دانشگاه ها به شرح زیر میباشد .

شنبه ۱۲ خرداد ماه از ساعت ۱۶ الی ۱۸ کلاس مبانی ارتباط جمعی رشته نمایش دانشگاه سوره

یک شنبه ۱۳ خرداد ماه  از ساعت ۱۵ الی ۱۸ کلاس آشنائی با مراکز خبری ٬ فرهنگی و تبلیغی بین المللی رشته مدیریت فرهنگی - هنری دانشگاه سوره

چهارشنبه ۱۶ خرداد ماه از ساعت ۱۰ الی ۱۶ کلاس گرافیک مطبوعاتی رشته روزنامه نگاری دانشگاه آزاد واحد دماوند

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 4:30 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

دو سه روز پیش مریم مهتدی مطلبی رو روی وبلاگش گذاشت که پس از مطالعه اون یک شب تا صبح نخوابیدم و در نتیجه با ۴۵ دقیقه تاخیر به کلاسم رسیدم . یاد خاطره بدی از سال ۸۰ افتادم . موقعی که ساعت ۱۰ صبح در تاکسی نشسته بودم و به سمت دفترم میرفتم که دیدم وسط یک پیاده رو بسیار شلوغ در چند ده متری اداره آگاهی دو نفر با چاقو افتاده بودن به جون یک جوان بیچاره و اون بنده خدا هرچی التماس میکرد هیچ کس حتی نگاهشونم نمی کرد . چند قدم اون طرف تر دو مامور پلیس دیدم و به سرعت از تاکسی پیاده شدم و از اونها کمک خواستم که در جواب شنیدم :
اولا ما مامور راهنمائی و رانندگی هستیم و به ما مربوط نیست و ثانیا اگر ما هم بریم جلو خود ما رو هم میزنن...
 چند روز دچار کابوس شده بودم ... پس کی مسئول برقراریه امنیته ؟ اون موقع  پلیس۱۱۰ خیلی فعال نبود ... پریروز دوباره همه چیز برام تداعی شد ... واقعا غیرت و شرافت مردم کجا رفته؟ مصلحت اندیشی تا چه حد مارو به سکوت وا داشته ؟ سکوت در مقابل ظلم ؟ چه کسی امنیت اجتماعی مردمو باید تضمین کنه ؟ تقاضای مردم تا چه حد در این مورد پائین اومده ؟ ... و هزاران سوال دیگه
 
همه اینارو گفتم حالا به مطلبی متفاوت از دید دوستی دیگر نگاه کنید . دو زاویه دید از دو منظر متفاوت ! جالبه نه ؟
 
زندگی

هوالطیف

زندگی زیباست!

 زندگی زرد ست٬ مثل خورشید

زندگی آبیست٬ مثل دریا

زندگی سبزست٬ مثل جنگل

زندگی زیباست!

زندگی پیچک سبزیست٬ که پیچیده به دور داربست زمان

زندگی جاده گذر خاطره هاست

زندگی نم نم باران٬ هق هق بغض شکسته از دست زمانست!

زندگی زیباست!

زندگی زردنیست٬ سبز نیست٬ آبی هم نیست!!!

زندگی بوم سفیدیست

من وتو نقاشان این صفحه ایم ٬ زندگی را میتوان زیبا نگاشت

زندگی را میتوان رنگی کشید:

اندکی رنگ محبت ٬ بیشتر رنگ عشق ٬ سایه روشن هایی هم رنگ صفا!

زندگی زیباست!

زندگی سیبی ست که فتاده از بلندای درخت

زندگی را باید برداشت ٬ باید خورد

باید از خوردن سیب لذت برد!

جور دیگر باید دید

زندگی زیباست٬ زندگی زیباست!

بر گرفته از وبلاگ قایق نجات

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 11:43 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

جهت انجام چند طرح تحقیقاتی از دانشجویان علاقمند به تحقیقات میدانی ٬ کتابخانه ای و search اینترنتی دعوت به همکاری میکنم .

افراد متقاضی باید توانائی و تسلط لازم برای انجام مصاحبه و پیاده سازی اون و یا search اینترنتی در هر دو فضای فارسی و انگلیسی را داشته باشند و یا به اصول تحقیق کتابخانه ای و فیش برداری تسلط داشته باشند.

جهت اعلام آمادگی برای همکاری تنها تا آخر هفته جاری زمان دارید بنابراین یا از طریق پست الکترونیک و یا مراجعه حضوری به من در طی این چند روز باقیمانده ٬ رزومه خودتونو تحویل بدید .

شرایط انجام کار و ساعات مورد نیاز و همینطور نحوه پرداخت را به افراد منتخب اعلام خواهم کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 5:17 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی 

نزدیک به دو هفته است که بدلایل مختلفی در به روز رسانی این صفحه دچار بی نظمی شده ام گرچه دوست دارم که باز هم کمی بیشتر صبر کنم تا مشارکت هنر دوستان را در مبحث پیشنهادی خانم اشترانی شاهد باشم اما از اونجائی که ممکن بود زمان درج بعضی از مطالب از دست برود این پستو مینویسم . در روزهائی که گذشت ضمن اینکه در گیر چند پروژه سنگین مطالعاتی و تبلیغی بودم که انرژی زیادی از من گرفت ٬ اما از چند حرکت در دانشگاه های محل فعالیتم بسیار خشنود شدم .

۱-برگزاری جلسه نقد برنامه بدلکاران به نظرم نقطه عطفی بود در حرکتی جدی به سمت نقدی آکادمیک از برنامه های صدا و سیما که علی رغم کاستی هائی در هماهنگی ها و امکانات این جلسه٬  اما با محتوائی خوب در حضور حدود ۵۰ نفر از مستمعین برگزار شد که مرا در ادامه این راه و پرداختن به نقد برنامه های مختلف داخلی از زوایای مختلف مشتاق تر کرد.

۲- ارائه بسیار عالی مقاله تالیفی - تحقیقی بررسی نقش زنان در تبلیغات تلویزیونی توسط خانم محبوب از بهترین اتفاقات پیش آمده در طی ترم جاری برای من بود . مقاله ای که با دقت فراوان و با زحمت بسیار و با نگاهی کاملا مستقل تنظیم شده بود و به نظرم هیجانی مضاعف در کلاس ایجاد کرد . تسلط در ارائه ٬ ضبط و نمایش تیزر های متعدد مرتبط با بحث ٬ فایلهای مناسب پاور پوینت همه نشانی از تلاشی پیگیر و انگیزه ای بالا داشت که به راستی به ثمر رسید . البته باید از علی نعیم هم به خاطر مشارکت به یاد موندنیش تشکر کنم .

۳- با نزدیک شدن به اواخر ترم و پیشرفت قابل توجه کلاس مبانی ارتباطات در گروه نمایش ٬ جوی دوستانه و صمیمی اما جدی در کلاس پدید آمده و مشارکت اکثریتی دانشجویان در بحث های تحلیلی ٬ اشتیاقم  برای شنیدن کنفرانس و مقالات آنها را در روزهای پایانی این ترم بسیار زیاد کرده است .

۴- هفته گذشته در کلاس گرافیک مطبوعاتی وقتی که با چند طرح جلد خوب و اجرای خیلی قوی یکی دو  لوگوی مجلات روبرو شدم تمام خستگی های راه دور دماوند از تنم بیرون رفت . نامی بسیار جالب برای نشریه ای فرضی انتخاب شده که بسیار منعطفه. رو در رو با تمام حال و هواهای سیاسی٬ اجتماعی و فرهنگی سازگار بوده و دیدن این تنوع در کلاسی کوچک اما صمیمی و هدفمند خیلی دلنشینه . ظاهرا بچه ها با تکنیک چاپ ارتباط خوبی برقرار کردن و این هفته هم حتما پوسترهای زیبائی خلق خواهند شد.

از اینکه این پست کمی حال و هوای خصوصی تر داشت عذر میخوام اما در طی یکی دو روز آینده آخرین قسمت از سلسله مباحث دوست عزیزم ُ٬ دکتر آذری رو براتون درج میکنم و تصمیم دارم به مطلبی حساس در روند فرهنگ پذیری نگرش جنسی در جامعه خودمون بپردازم .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 3:48 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

بازدید از این وبلاگ  میتونه خیلی جالب باشه .

حضور حمید عزیزو در محیط وب تبریک میگم .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 2:58 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی 

وينسنت فرانسیس دی سلز :آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی، بکوش که کمال آنچه هستی باشی
+ نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی 

 

ماندگاري اثر:

تصميم دارم مقاله اي در رابطه با عواملي كه باعث مي شود يك اثر هنري ماندگار شود ارائه كنم.

عوامل مؤثر بر ماندگاري اثر از ديدگاه هر انساني مي تواند متفاوت باشد.  دكتر افشين يداللهي معتقد است تعداد كنسرتهايي كه يك خواننده مي گذارد در ماندگاري آهنگ او نقش دارد. اگر اين را به تمام هنرها تعميم دهيم مي شود: امكان ارائه ي زنده ي اثر. يعني نوعي از ارائه ي اثر كه در آن هنرمند با مخاطب قادر به تبادل احساسات و در تعامل باشد.  در مورد فيلم مي شود نشان دادن در سينما؛ در مورد نقاشي مي شود برگزار كردن گالري ها. در مورد كتاب مي شود سمينار نقد و بررسي و ....

ممكن است به اعتقاد كسي (بي نقص بودن اثر) در ماندگاري آن نقش داشته باشد و به نظر شخص ديگر (حسي بودن) اثر.

به هرحال اين يك فراخوان است تا شما نظرات خود و يا مطالبي كه در اين باره خوانده ايد را با ذكر ماخذ براي ما بنويسيد تا با نقد و بررسي نظرات شما به مقاله ي جامعي در اين باب برسيم كه در صورت تمايل شما در انتشار اين اثر نام شما ذكر خواهد شد.

خواهشمندم به نظراتي كه مي دهيد خوب فكر كنيد. ببينيد آيا مثال نقضي براي رد نظر خود سراغ داريد يا خير. مثلا مثال نقضي كه من براي رد گفته ي دكتر افشين يد اللهي سراغ دارم آهنگهاي انقلابي مثل (از صدا افتاده تار و كمونچه؛ مرده مي برند كوچه به كوچه....) مي باشد كه در هيچ كنسرتي در زمان خودش خوانده نشد و ماندگار شد و بسياري آهنگهاي انقلابي ديگر كه خواندن آنها در زمان خود حتي ممنوع بود. براي رد عامل بي نقص بودن اثر شعر كودكانه اي  قديمي را مثال مي زنم (اميدوارم حمل بر جدي نبودن بحث نشود) (يك توپ دارم قلقليه ؛ سرخ و سفيد و آبيه؛ من اين توپ رو نداشتم...) همانطور كه مشهود است از قسمت مياني حتي وزن پيش پا افتاده ي شعر هم تغيير مي كند. شاعر در شعر به اين كوتاهي نتوانسته از يك وزن استفاده كند اما اين شعر نسل به نسل دهان به دهان انتقال پيدا كرده است.

آثار هنري هم مي تواند طيف وسيعي را در بر داشته باشد. كتب كودك و بزرگسال كه به نوعي از تخيل نويسنده برخواسته باشد (بديهي است كه عامل ماندگاري يك كتاب علمي استوار بودن مطالب آن و تا حد امكان جامع بودن و عاري از خطا بودن است)

شعر و موسيقي و ترانه

فيلم و نمايشنامه

تابلوهاي نقاشي؛ مجسمه و ...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 8:58 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  |