تبليغاتX
باید به خورشید پیوست

باید به خورشید پیوست

تلاشی برای مثبت اندیشی و حرکت


سلام

این 3 تا عکسو تو یکی از روستاهای گناباد رفته بودم پیک نیک گرفتم
مربوط به برداشت محصولشونه
بادوم و گردو
زیاد جالب نیستند اما من دوستشون دارم
چون یه عالمه گردو و بادوم تازه بهم دادن
فکر کردن از صدا و سیما رفتم اونجا


زمزم افتخاری

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

در گالري باران  نمايشگاهي متشکل از 103 اثر 16 هنرمند نقاش، با نيت مشارکت در امر مقدس مدرسه‌سازي  از 16 تا 29 شهريور ماه داير شده است.
نگارخانه باران پس از برگزاري اولين سمپوزيم مجسمه سازي توسط بخش خصوصي در طي دو ماه اخير، با اقدامي خير خواهانه به ياري تعدادي از اساتيد هنر دانشگاه آزاد اسلامي واحد تبريز و همچنين تعدادي از نقاشان تهراني آمده و ايشان را در برگزاري اين نمايشگاه خيريه همراهي کرده است.
يکي از متوليان اين نمايشگاه ضمن قدرداني از همه همکاران خود به حمايت بي‌دريغ مهدي روحاني و همکارانش در نگارخانه‌ي باران اشاره نمود و متذکر شد که برپايي اين نمايشگاه در کمتر ازچهارهفته امکان‌پذير شد.
خدابنده در گفتگوئي با خبرنگار ما اعلام کرد که کيفيت بالاي آثار از دغدغه هاي ما بوده و در اين دوره از تنها آثار اساتيد به نمايش در آمده تا شايد با اين کار بتوانيم الگوي مناسبي براي دانشجويان هنر فراهم آوريم.

آقای بیداری 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    دکتر خسرویان- بابک خدابنده 

 
در اين نمايشگاه آثار محمد فاسونکي (3 اثر)، پرويز معزز(3 اثر)، کاوه کاووسيان(6 اثر)، جمال سوزنده مقدم(5 اثر)، يوسف شجري اقدم(4 اثر)، حسنيه زعفرانچي(10 اثر)، ضرغام فتحعلي زاده(3 اثر)، داريوش فرهادي(13 اثر)، هومن خطيبي(1 اثر)، مريم قريشي(2 اثر)، کامبيز خدابنده(5 اثر)، فرشته طهراني‌فرد(5 اثر)، بابک خدابنده ( 36 اثر)،مازيار زند(2 اثر)، محمد رحيمي(1 اثر) و الهام شکيبي‌نيا به نمايش درآمده که ده نفر از نامبردگان از اساتيد دانشگاه آزاد تبريز مي باشند.
جالب توجه است که اولين خريدار اين نمايشگاه کامبيز شريف يکي از مجسمه سازان جوان مطرح کشوربوده و در طي روزهاي گذشته افرادي چون دکتر خسرويان، کارآفرين برتر کشور، آقاي بيداري، حجت الاسلامي (مدرس دانشگاه) از اين نمايشگاه بازديد نموده و اقدام به خريد برخي از آثار کرده‌اند.

 مطالب مرتبط:
خبرگزاری مهر
روزنامه بانی فیلم
محمد فاسونکی ۱  و محمد فاسونکی ۲
 پ.ن:مطلب فوق به طور کامل در روزنامه اسرار مورخ ۲۶ شهریور، شماره۷۷۸ و در صفحه احزاب و NGOها چاپ شده که به دلیل نداشتن سایت فعال به ناچار کل مطلب را در این صفحه آورده ام. ضمن اینکه پیشنهاد می کنم برای حمایت از این حرکت زیبا در صورت تمایل این خبر را در وبلاگ یا سایت خود لینک دهید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

از عرش صدای ربنا می آید
آوای خوش خدا خدا می آید

فریاد که درهای بهشت باز کنید
مهمان خدا سوی خدا می آید

فرارسیدن ماه مهمانی الله مبارکباد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 3:47 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی 

احساس خوب بچه ها برای مشارکت توی جشن و سرور با  سطح حس زیبائی شناسی جامعه خیلی فرق میکنه. دقیقا مشکل همینجاست که ما به بهترین نیازها و پاکنرین احساسات با بی مبالاتی بدترین پاسخهارو میدیم و باعث کوتوله موندن ذهن افراد جامعمون میشیم. بچه های ما در حالی از مشارکت در تزئین محلاتشون لذت میبرن که از طریق رسانه های داخلی و خارجی اتفاقات مشابهی رو در اقصی نقاط دنیا شاهدن ولی سطح تزئینات شهری در اروپا و امریکا به هنگام مثلا ایام کریسمس کجا و شکل و شمایل پایتخت کشور منتظران قائم آل محمد کجا؟ با این اوصاف جای هیچ تعجب نیست که تلویزیون ما اون تزئیناتو در برنامه هایی مثل دیدنیها به نمایش بذاره و تلویزیون های غربی هم این تصاویرو دستمایه تحقیر ما قرار بدن.
راستی ساخت و ساز شهر ماسوله هم٬ گرچه از دید بازدیدکنندگانش زیباست اما مطمئنا بر اساس نیازهای جغرافیایی شکل گرفته و به نظر میرسه که ملاحظات زیبائی شناسی در شکل گیری بافت شهر ماسوله کمتر دخیل بوده.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 1:54 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

بار خدايا! آبروي مرا به توانگري نگه دار، و ارزش مرا به تنگدستي از بين مبر که ناچار شوم از روزي خواران تو روزي خواهم، و از آفريدگان بدکارت مهرباني جويم، و به ستايش آن کس که به من ببخشايد گرفتار آيم، و به بدگويي آن کس که به من کمک نکند ناچار شوم...

نهج البلاغه، خطبه 216

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 9:46 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

با تشکر از خانم آزاده فضلی:آزاده فضلی

بی تو ای جان جهان، جان به چه کارم آید
بی تولای تو مولا، ایمان به چه کارم اید

گر قرار باشد بینم رخ زیبای تو را
عمر بی رؤیت جانان به چه کارم آید

 

آزاده فضلی 

 آزاده فضلی

پ.ن: به نظر شما این اضافه رولهای طلاکوب که سه چهار سالی که به عنوان تزیین به بازار اومده چندش آور نیست و مصداق از آشغال پول درآوردن؟ واقعا٬ خدا شانس بده اینجا مصداق پیدا میکنه یا مفت باشه کوفت باشه؟! یا اینکه زیبائی شناسی مردم ما ضعیفه؟ شاید هم سازمان زیباسازی شهر ما و یا متدینینمون از دیدن این آویزها که شبیه بندیه که روش کهنه بچه آویزون کردن ناراحت نمی شن؟
البته از خانوم فضلی ممنونم که این عکسارو برای من فرستادن تا بتونم به همین بهانه این بحثو مطرح کنم .

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 7:16 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

گفتم که خدا مرا مرادی بفرست
طوفان زده ام، راه نجاتی بفرست
فرمود که با زمزمه «یا مهدی»
بهر گل نرگس صلواتی بفرست

                                                                                               «استاد خوبم مرجان مظاهری»

میلاد منتظرترین عابر کوچه های تنهائی و انتظار مبارکباد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 10:51 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی 

۱- اگر معنی کمدی کلاسیکو متوجه شدید به ما هم بگید!
اما اگر خواستید با دیدن فیلم به معنی این عبارت پی ببرید وقتتونو با دیدن فیلم قاعده بازی تلف نکنید.

                 سوتی!
۲-بارها در مورد اثر سفارشی و اثر اعتقادی و احساسی صحبت کرده ام. فکر میکنم که همه اونایی که به دیدن کنسرت پیامبر عشق و امید٬ اثر لوریس چکناواریان رفتن تونستن تفاوت این دو رو در یک اثر ببینن. واقعا قسمتی که به ولادت حضرت مسیح مربوط می شد کجا و بقیه اثر که به بزرگان اسلامی می پرداخت کجا؟

                                          چکناواریان

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 6:14 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

جفو یک وبلاگ خبریه. از جنس اخبار هنری که تازه به دنیا اومده و به زودی هم از دنیا میره خوشحال میشیم که در این مدت کوتاه همراهمون باشید.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 7:12 قبل از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی 

دادگر
باز باید سر زنم بر کوچه های بی کسی
کوچه های ظلمت و اشک و دل واپسی

فتنه و نیرنگ و آشوب و قیام و ازدحام
مردم ملحد و خوف انگیز و وحشی، بی زمام

مردم طغیان گر بی دین و بی عقل زمان
گشته اند اجماع در عصر ولی عقل و جان

داد و فریاد اهورایی مردان خدا
غوطه ور در انجماد ذهن، مردم بی صدا

زخم زنجیر زبان جهل و هامون پر زخون
می برند مولای ما را بسته این مردان دون

می کشند در کوچه های بی کسی های غریب
یک نفر تنها و بی حامی، ولی صبری عجیب

می برند تا انتقام بدر را احیا کنند
ساغرش را بشکنند و دیده اش دریا کنند

می برند تا سر هستی جهان لب واکند
خود رود در گوشه ای و عدل را حاشا کند

کور می خوانند این نابخردان روزگار
کشته می گردند این عصیانگران نابکار

عدل و بی دادی دو روی سکه تقدیرهاست
تا ظهور دادگر در دین ها، تفسیر هاست

عدل مولا زیر خاکستر ولی سوزنده است
منتظر در باد منجی همچنان پوینده است

منتظر هست تا که آید باد و طوفانی عظیم
انتقامی گیرد از این مردمان لا حجیم

تا رسد آن عصر من یکسر غزل خواهم سرود
بر جمال پاک ساقی زمان مهدی (عج) درود

حمیدرضا محمد حسینی  (ساقی)

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 11:11 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  |