تبليغاتX
باید به خورشید پیوست

باید به خورشید پیوست

تلاشی برای مثبت اندیشی و حرکت

این: تو به کی رای دادی؟ ... راستشو بگو! فقط اگر بفهمم که به ... رای داده باشی دیگه نه من نه تو!

اون: تو به کی رای دادی؟ ... فکر کنم که به ... رای دادی؟ حالا از این به بعد من می دونمو تو!

یه این دیگه: هرچی احمق بود رفتو به ... رای داد!

یه اون دیگه: آخه ... هم محلی از اعراب داشت که اصلا کسی بخواد بهش رای بده؟!

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 12:50 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

این(پشت فرمون٬ وسط یکی از بزرگراه ها که البته میتونه توی یک خیابون پر رفت و آمد هم باشه):هو ی..و! همینجوری سرتو عین گ.و میندازی پائینو میای وسط اتوبان؟! کوری نمیبنی داره این همه ماشین با  این همه سرعت میاد؟

اون(پای پیاده٬ وسط یک چهارراه یا تو یک خیابون روی یکی از این تپه ماهورایی که به عنوان خط عابر پیاده رنگش کردنو بعد از بارها نگاه کردن به چپ و راست و کلی صبر کردن):هو ی..و! همینجوری عین گ.و گاز میدیو میرونی؟ مگه کوری نمی بینی اینجا خط عابر پیادست؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 12:18 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  | 

این: کنار خیابون که وای میستم تا تاکسی بگیرم٬ نصف گوشتام آب میشه! ... نمی دونم اينهمه آدم سانتي مانتال٬ با اين ماشيناي مجلل از كجا ميان... پول ندارم ماشين سوار شم٬ راه ميفتم كه از كوچه پس كوچه ها پياده برم٬ نمي تونم باور كنم اينا خونست يا كاخه؟! چه روكاري٬ چه حياطي٬ چه ...روزي بيست ساعت سگ دو ميزنم و يه دو چرخه ام ندارم.

اون: يه پارك ميري كوفتت ميشه... مي ري قدم بزني كوفتت ميشه... مي ري عروسي همين كه پاتو ميذاري بيرون گند زده ميشه تو احوالت... پشت چراغ قرمز تو ترافيك گير كردي مي خواي لااقل دو دقيقه يه موسيقي گوش كني و كمي لذت ببري حالتو ميگيرن... من واقعا موندم اين همه گدا و فقير آويزوون و چرك و كثيف از كجا ميان ميريزن تو اين شهر ؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 5:14 بعد از ظهر  توسط محمد صالح حجت الاسلامی  |