بسيار پرواضح است كه حضور «پيمان ابدي» در ايران، در تمامي اركان سينماي اكشن ما تاثيرگذار بود. فيلمنامهنويسي، كارگرداني، بازيگري، تصويربرداري، تدوين، انتخاب لوكيشن و طراحي صحنهها همه و همه از اين حضور متاثر شدند.
اين حضور يك امكان تازه بود و هرگز فضا را براي كسي تنگ نكرد. امكاني كه در گذشته تنها با حسرت به آن ميانديشيديم. فيلمنامهنويسان ما هرگز به امكان تصويريشدن صحنههايي با اين هيجان بالا فكر نميكردند. كارگردانان، در كنار خود طراح و كارگرداني را حس ميكردند كه در خلق صحنههايي از خطر و خشونت، ظرافتهاي لازم براي واقعي ديدهشدن آنها را می شناخت و به كار ميبست و به عنوان مكمل در اثر آنها حضور پيدا ميكرد. بازيگران همه نيازمند پيشبيني عكسالعملهايي شدند كه بعد از ايفاي نقش ماهرانه «بدل»، خود ميبايست از خود نشان دهند تا بدل از اصل و اصل از بدل بازشناسي نشود. در تدوين، جلوههاي ويژه كامپيوتري ما رونق خاص خود را پيدا كردند تا صحنههاي ساخته ذهن و مهارت ابدي را از اضافات پاك كرده و آماده نمايش كنند. انتخاب زواياي مناسب دوربين، در كنار ميزانسنهاي مناسب و محاسبه شده كيفيت تصويربرداري را هم ارتقا داد و اينها، همه مسائلي است كه با وجود ويژگيهايي در نزد پيمان امكانپذير شد.
تخصص، مهارت، تجربه، شجاعت، صبر، اخلاق و از همه مهمتر عشق به وطن كه در وجود ابدي جمع شده بود تا او يكتنه بتواند تلنگري كارا به بدنه سينماي ما بزند.
اين حضور در جامعهاي كه متاسفانه از حضور كوتولهها و تنگنظران بينصيب نيست بدون مشكل و دردسر نبود. حسودان و سوءاستفادهگران دست به كار شدند و با کمال تاسف در جمع مطبوعات هم خريداراني پيدا كردند. تروريست شخصيت، آزادانه در رسانهها پرسه ميزد و آن چيز كه به جايي نرسيد فرياد بود. تا اينكه يك اتفاق همه را شوكه كرد.
چه كسي مقصر بود؟ سوالي كه از آن به بعد دهان به دهان پيچيده است. گرچه پاسخگویی به اين سوال بسيار اهمیت دارد چرا كه به نظر ميرسد رفتن پيمان هم مانند آمدنش قرار است كه تاثيرگذار باشد. تاثيري كه با هزينهاي گزاف، یعنی رفتن يك جوان ماهر و حرفهاي ايراني از بين ما شكل خواهد گرفت.
به نظر، نبود امكانات اورژانس لازم و استاندارد براي اتفاقات پيشبينينشده در پيوستن ابدي به ابديت، بسيار موثر بوده است. اما اين هم چندان مهم نيست. مساله مهم و سوال اصلي اين است كه آيا با رفتن ابدي سينماي اكشن ما نيازمند عقب¬گرد و بازگشت به گذشته، گذشته قبل از پديد آمدن آن امكان است يا خير؟ به ظن بسياري، بايد به اين سوال پاسخ مثبت داد. اما به نظر ميرسد كه حضور پيمان امكان ديگري را هم در اختيار جامعه ما قرار داده باشد و بتوان پاسخ ديگري هم براي اين سوال يافت.
پيمان ابدي با معرفي شيوه جديد به تصويركشيدن صحنههاي اكشن نه تنها ذائقه هنري ما را تغيير داد بلكه به اشتغال زايي و پرورش نيروي ماهر نيز پرداخت. هنرجوهاي او هماكنون به صورت يك امكان بالقوه در كنار سينماي ما حضور دارند و در صورت تصميمگيري سريع و هوشمندانه از سوي بزرگان اين عرصه، قبل از بروز مشكلات جديد، ميتوان اين راه را ادامه داد و نتيجه زحمات پيمان ابدي را جاودانه كرد.
پيشنهاد من در اين خصوص، استخدام فردي با توانمنديهاي پيمان ابدي و شايد حتي از همكاران اروپايي اوست. براي مدتي كه ما خود به درجهاي از اعتماد به جوانان تازهكارمان برسيم كه از اين نظر احساس خودكفايي داشته باشيم.
در اين مسير دو مشكل بنيادي وجود دارد كه يكي در دل خود اين حركت حل خواهد شد و آن پرداخت هزينههاست. تجربه پيمان اين راه حل این مشکل را به همه معرفي كرد كه از دل پروژهها ميتوان هزينهها را هم تامين كرد. اگرچه در صورت حمايت دولتي و تخصيص بودجه، اين سرمايهگذاري راحتتر و موثرتر خواهد بود.
دوم، پاكسازي عرصه نقد و مطبوعات از شايعهپراكنان و منتشركنندگان اكاذيبي كه با نيت ناپاك خود زمینه ساز بروز مشكلات عديده در نزد افكار عمومي خواهند شد، كما اينكه بودند.
به ياد داشته باشيم هنرمندي كه اكشن افكت را به صورت حرفهاي و در سطحي بالا پيشه ميكند بر لبه تيغ حركت كرده و در همسايگي خطر زندگي ميكند. پيش آمدن سوانح چيزي عجيب در اين عرصه نيست. بلكه تنها با بهكار بستن راهكارهايي از قبيل استفاده از بيمههاي مختلف و امكانات استاندارد امدادرساني لازم در كنار پروژهها ميتوان هزينهها را به حداقل رساند.
پ.ن: این مطلب در روزنامه بانی فیلم٬ روز سه شنبه مورخ ۲۲ اردیبهشت ۸۸ منتشر شده است.

